ESC را فشار دهید تا بسته شود

۲) آیلین ملکیان

قدیم عضو تیم بسکتبال ذوب آهن بودم و با بچه های تیم هر دو هفته یکبار می رفتیم سفر برای مسابقات لیگ برتر …
من و دو نفر دیگه زیر ۱۵ سال مون بود و بقیه بزرگتر بودند و ما می رفتیم تا بازی ها را از نزدیک ببینیم و تجربه کسب کنیم و نسل بعدی ذوب آهن باشیم…
تا می رسیدیم هتل، سریع بچه ها هم اتاقی شون را مشخص می کردند…اونایی که با هم صمیمی تر بودند می رفتن با هم …ما کوچیکترها هم با هم یه اتاق می رفتیم  …
تو یکی از سفرها، مربی مون خانم آیلین، خودش اعضای اتاق ها را انتخاب کرد…
گفت باید یاد بگیرین با همه بتونین تو یک اتاق برای دو شب زندگی کنین …
این تصمیم باعث شد بچه ها ناراحت بشن و شب جاشون را تو اتاق ها یواشکی بدون اینکه خانم آیلین بفهمن عوض  کردند…
مربی مون فهمید و وقتی از سفر برگشتیم جمع شدیم و به ما گفت:
پس فردا، تو زندگی مشترک چه می کنین؟ با خواهر شوهر و جاری و مادرشوهر و… چه می کنین ؟
گفتیم مگه قراره با اونا زندگی کنیم اونم تو یه اتاق!!؟؟
خانم آیلین گفت نه! قراره یاد بگیرین چطور با هم کنار بیایید و به هم احترام بذارید و تمرین کنین…
راستش خیلی سخت بود اون تایم …من و اون دو تا وروجک که با هم بودیم، شب ها خوش بودیم چون کلی درد و دل تو اون سن داشتیم …حرفای همدیگه را می فهمیدیم …و جالب اینکه یکی از این وروجک ها هم دختر مربی مون بود به اسم آنگینه …اون گاهی فیلم می آورد و یواشکی نگاه می کردیم  و یا می رقصیدیم و یا آتیش می سوزوندیم و گاهی سر ساعت نمی خوابیدیم و صبح خسته می رفتیم سر مسابقه:)
ولی وقتی با بزرگترها مجبور شدیم تو یه اتاق باشیم، باید خیلی مراعات می کردیم که حرفی نزنیم بی ادبی باشه و پاهامون دراز نشه جلوشون و… اونا هم مجبور بودند حرفایی نزنن که ما کوچیکترها هضمش نمی کردیم مثل صحبت در مورد زندگی مشترک و کلا حرفای زنان متاهل و بزرگسال که دور هم جمع می شن و از هر دری حرف می زنن…
من اون تایم متوجه نبودم خانم آیلین چه تاثیر بزرگی تو زندگی من میذاره!
به عنوان چهره تاثیرگذار روی تربیت روزهای نوجوانی ازشون یاد می کنم…استاد بزرگی برای من بودند چون خیلی سکانس هایی در بزرگسالی داشتم که یاد آموزه هاشون می افتم و می بینم چقدر قشنگ به ما یاد دادند که اینقدر محکم در ذهن من مونده …
خانم آیلین، به ما یاد داد که اگر رفتیم جایی، حق نداریم روی تخت دیگران بشینیم …خیلی ها را دیدم که این مسئله را رعایت نمیکنند اونم تو بزرگسالی …
ما قبل از بازی، تو یکی از اتاق های هتل جمع می شدیم که مربی مون حرفای قبل از بازی را بزنه برامون…گاهی بچه ها، روی تخت بقیه می نشستن و مربی مون تذکر می داد که روی تخت بقیه نباید بشینین و کار بدی هست…
ما سفرهامون را با اتوبوس جابجا می شدیم و برخی بازیکنان تیم، نمازخون بودند…خانم آیلین وقت های اذان که می شد اتوبوس را نگه می داشت یه جایی برای نماز…زودتر از اینکه ما چیزی بگیم …خانم آیلین ارمنی هستند ولی این احترام به ما و نماز ما برای من خیلی جذاب بود…
از بچگی یاد گرفتم به دیگران و عقاید دیگر چطور برخورد کنم و منعطف باشم …
هر سال تو کریسمس، ما یه شب دعوت بودیم خونه شون و اون جا به ما کادوی کریسمس میدادن و پذیرایی می کردند و ما تیپ متفاوت خانم آیلین را تو خونه خودشون می دیدیم…ایشون خیلی براشون مهم بود که هر جایی چطور باید لباس بپوشند و خونه و بیرون با هم فرق بذارن…
دوست داشتم تو خونه مجازی خودم، حتما نامی از این انسان با ارزش برده بشه و ازشون تشکر کنم…
خانم آیلین عزیز، مربی روزهای خامی من! ازتون ممنونم…
از خدا تشکر میکنم که آدم های تاثیرگذار زیادی سر راهم قرار داد …
آیلین ملکیان
آیلین ملکیان

خانم آیلین ملکیان مربی سالهای دور بسکتبال ذوب آهن و فولاد مبارکه و همچنین سابقه بازی در المپیک قبل از انقلاب و…

ایشون متولد ۱۳۲۶ هستند…

لینکها:

روایتی از بانوی افتخارآفرین جامعه ارامنه، خانم آیلین ملکیان

ورزشگاه مادر و کودک واقع در مجموعه ورزشی آیلین ملکیان

مهشید

مهشید هستم.یه دختر دهه شصتی که نرم افزار کامپیوتر خوندم. دیجی بها dgbaha برگرفته از عبارت "دختر گرانبها" است. تلگرام : t.me/dgbaha

دیدگاه ها (23)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *