ESC را فشار دهید تا بسته شود

غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند

 

 
زندگی مثل شعله پخش کُن در  امتداد زمان هست

1

نیم ساعت قبل از رسیدن مسیح، غذا رو میذارم تا گرم بمونه…
اکثرا ساعت ۱۰ میرسه…ساعات انتظار را دوست دارم…
گرم نگه داشتن غذا سر موعد را دوست دارم

به لباس هام فرصت زندگی میدم…
انرژی شون را فقط برای تولد و مهمونی نگه نمیدارم…

امروز برای کم کردن فشار کاری روی هم گروهی هام، این عکس را گذاشتم پس زمینه ام …
خندیدیم و تا عصر مدام یادمون میومد و بازم میخندیدیم
بعدازظهر کارها تموم شد و متوجه نشدیم چه حجم زیادی از کار را انجام دادیم چون شادی در لحظات مون بود….

این روش را از کتاب “ماهی” یاد گرفتم …یه بازی راه میندازی و در این بازی شروع میکنی وظایف کاری ات را با لذت انجام دادن …
هم گروهی هات را دوست داری و بهشون کمک میدی و اونا هم دوستت دارند و کنارتن

1

چیدن خوراکی ها و لذت  دیدن نظم و رنگ شون را دوست دارم

2

من زنانگی را در سکون های به موقع زندگی، بیشتر چشیدم …
توقف در جایی بدون اینکه دغدغه دیگران را داشته باشی…
دغدغه اینکه این چی گفت اون چی کار کرد …
فقط بشینی و صبوری کنی و در انتظارهای لذت بخش باشی…
با خودت و جهان اطرافت هم فرکانس بشی…
من زنانگی را در رنگ ها و طرح ها و انرژی و طبیعت زندگی کردم
و خدایی که در این نزدیکی است …

این آبشار عود خیلی حس آرامش و عبادت برام داره…

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند…


مهشید

مهشید هستم.یه دختر دهه شصتی که نرم افزار کامپیوتر خوندم. دیجی بها dgbaha برگرفته از عبارت "دختر گرانبها" است. تلگرام : t.me/dgbaha

دیدگاه ها (20)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *