ESC را فشار دهید تا بسته شود

۲۴) هفته جذاب من سکانس دوم

برای یلدا از طرف شرکت پنجشنبه دعوت شدیم به:

باغ رستوران اسپرینگ گاردن(باغ بهار)

آدرس: جاده اصفهان بهارستان بعد از پمپ بنزین مَرق(لاین کنارگذر) روبروی دوربرگردان.

به دلیل اینکه آخر هفته مصادف با یلدا بود، تعدادی از همکاران نیامدند و از اونایی هم که اومده بودند تعدادی هم وسط مراسم خداحافظی کردند..

ولی من تصمیم گرفتم برم با اینکه برنامه ام این بود که سینی یلدایی ساده ای درست کنم و زمانم را نیاز داشتم…ولی باغ رستوران را انتخاب کردم

۱) درونگرایی:

به عنوان آدمی که درونگرا هستم، هر بار از سر کار میرم خونه، باید برم و در سکوت، خودم را بزنم تو شارژ…علتش این هستش  که سر و صداهای زیاد و در جمعیت بودن، برای یه درونگرا باعث میشه انرژی زیادی ازش گرفته بشه…انرژی زیاد به معنای بد گذشتن نیستا…به معنای این هستش که مغزمون آرامش میخواد…

از طرفی من معاشرت را بسیار  دوست دارم…برای همین در باغ رستوران خیلی بهم خوش گذشت…

اولین نکته ای که دوست دارم بگم همین درونگرایی و برونگرایی هستش…

اینکه درونگراها، ضد اجتماعی  و منزوی نیستند…بلکه کمتر  در جمع می تونن مکالمه و سر  و صدا داشته باشند…

خیلی ها تا یه آدم منزوی و فرار از اجتماع می بینن که ارتباط اجتماعی معمولی را بلد نیست درست انجام بده، در  وصفش میگن: فلانی درونگراست…

❌❌❌ در  حالیکه “انزوا و ضد اجتماعی ” میشه یه ایراد رفتاری و ربطی به درونگرایی نداره…

❌❌❌ “بلد نبودن آداب و معاشرت” میشه یه ایراد رفتاری و ربطی به درونگرایی نداره…

کتاب سکوت قدرت درونگراها به نظرم یکی از کتاب  های بسیار با ارزش برای یه فرد درونگراست؛

به من خیلی کمک کرد و شدیدا پیشنهاد میشه مطالعه کنین✅

قدرت درنگراها

۲)
وقتی در یک جمعی منفور میشی:

ما واحدهای مختلفی در شرکت مون داریم که برای هر واحد، یه میز اختصاص داده شده بود…من سر میز واحد خودمون نشستم ولی معاشرت با سایر میزها راحت بود و  به همدیگه سر میزدیم…

یه همکاری داریم که عاشق عکس و فیلم گرفتن هست و بیشترین معاشرت را با سایر میزها داشت…

یه همکاری هم داریم که به صورت تنها وارد باغ شد، هیچ میزی پذیرای ایشون نبود …چون با همه دعوا کرده و همه از دستش دلگیر بودند… خدا خدا میکردند که سر میزشون نیاد😐

به قولی آدم دوست داشتنی ای در جمع شرکت نیست…

این برای من نکته داشت و به نظرم رسید با شما هم مطرحش کنم …

ما نیاز داریم در جامعه، با حفظ مرزهای خودمون، مردمداری کنیم✅

آدمهایی که کنار هم در  یه جا کار میکنند یا در جمع فامیل و همسایه و …، همه شون باب دل ما نیستند..ممکن هست اخلاق هاشون را نپسندیم و یا فرهنگ هاشون با ما یکی نباشه…ولی دلیلی نداره که ضد اجتماعی بشیم و جنگ بیهوده کنیم…

اون همکاری که معاشرت میکرد و عکس میگرفت،دختر دوست داشتنی ای هست و شنیدم براش خواستگار پیدا شد🤩💃🤗

خیلی هم موقر و قشنگ برخورد میکرد…

اون یکی ولی در انزوا نشسته بود🙁

دخترای زیادی هستند که سبک زندگی شون شبیه همون دختر در انزوا هست…با همه میجنگن …زبون تیز و گزنده دارند…نق میزنن…

اینها باعث میشه که جامعه هم طردشون کنه…آدمهای درست سر راهشون برای ازدواج هم نیاد…

هیچ آدمی دوست نداره با دختری نق نقو و عصبی و جنگنده که دام دنبال زیر بغل مار هست و از کاه، کوه می سازه، ارتباط  داشته باشه  چه همجنس چه جنس مخالف…

۳) 
کمی از فضای باغ رستوران بگم 

همکاران، از در ورودی فیلمی  نگرفتن…این فیلم را براتون از نت گرفتم که اگر خواستین برید،  محیط  قشنگ باغ را ببینین…فیلم از چند سال قبل هست ولی محیط همینه و تغییر نداشته…

 

این هم تیکه کوچیکی از دوربین خودم هست …

رستوران

و هوای گرررم…بخاری سقفی  داشت و برای  من که سرمایی هستم، فضای گرم خوبی بود…

و در پایان مراسم، شرکت به ما بن های یلدایی داد…

اینم عکس دسته جمعی از پرسنلی که تا آخر مراسم موندن و عکس را به یادگاری تبدیل کردند…

شرکت 1

۴)
سینی یلدایی ام را از برنامه ام حذف کردم😃

با اینکه ذوقش مونده بود …تصمیم گرفتم چون برنامه ام پُر هست، این سینی را موکول کنم به هفته آینده تا آخر هفته دیگه هم رنگ و بو داشته باشه و یک هفته دیگه به ذوق این سینی باشم:)

پنجشنبه تا ساعت ۱۸ باغ بودیم و بعدش هم رفتیم میهمانی(چون خیلی ها شاغل بودند، پنجشنبه دورهمی گرفتیم که شنبه سرحال باشیم)

تو هفته ای که گذشت، متوجه شدم که بلاگرها تنها شغل شون بلاگری باید باشه یا باید خیلی  وقت برای عکاسی بذارند:) 

چند تا چیز میز رنگی هم خریدم تا زندگی را پر رنگ تر کنم که در پست های بعدی نشون تون میدم…

آغاز پادشاهی زمستان مبارک تون باشه …دل هاتون گرم و شادی هاتون پایدار

مهشید

مهشید هستم.یه دختر دهه شصتی که نرم افزار کامپیوتر خوندم. دیجی بها dgbaha برگرفته از عبارت "دختر گرانبها" است. تلگرام : t.me/dgbaha

دیدگاه ها (55)

  • آواتار سپیده

    سپیدهمی گوید:

    ۲ دی ۱۴۰۳ در ۲۰:۴۳

    گرانبهای عزیزم
    چه خوبه سایتت
    به جای شوآف کردن یلدا و عکس پشت عکس ، به مخاطبت سبک زندگی ات را میگی
    خیلی دوست داشتم این دو سکانسی که گذاشتی
    هم کتاب داشت هم نکته داشت هم مکان جدیدی معرفی شد.اصقهانی نیستم و اگر روزی سفر بیام حتما این رستوران را میرم‌.
    گرانبها سوالی هم داشتم اگر مایلی جواب بده‌
    یه کاربر هم تو سکانس اولت گفت.
    لذت از لحظه حال راحت نیست.به نظرم سخت ترین کار دنیاست.چون باید نشخوار فکری نداشته باشی.عذاب وجدان نگیری که الان شادی و خانواده ات ناراحت و …
    به نظرت باید نشخوار فکری را از بین ببریم تا لذت ببریم؟
    من حقیقتش همیشه درگیر این قضیه ام که نمیتونم از شادی استقبال درستی کنم

    • مهشیدمی گوید:

      ۳ دی ۱۴۰۳ در ۱۸:۴۶

      سلام به روی ماه تون
      خوشحالم دوست داشتین😍🙏🙏
      نشخوار فکری چیزی هستش که میدونم تمرین داره…یعنی تراپیست تمرین های ذهنی میده و باید انجام بشه( اینها را من شنیدم فقط) ولی تخصصی در آن ندارم متاسفانه…
      نشخوار باعث میشه که خیلی از لحظات مون تاریک بشن و یا مسائل کوچیک را بزرگ کنیم…
      من هم شادی را جمعی میبینم و اگر خانواده ام خوشحال نباشن منم نیستم…
      اما در سایر موارد، همیشه به خودم نهیب میزنم که زندگی یه هدیه است و ازش به درستی بهره بگیر…

  • آواتار رویا

    رویامی گوید:

    ۲ دی ۱۴۰۳ در ۲۱:۳۷

    خودت کدومی مهشید؟!اون شال قرمزه؟!🤔راستی تولدت کی هست؟!من فکر میکنم زمستونی باشی،😁من دی ماهی هستم

      • آواتار رویا

        رویامی گوید:

        ۳ دی ۱۴۰۳ در ۱۹:۳۴

        چندم اردیبهشت،😁 استقلال طلبیت مثه فروردینی هاست،🙃 حالا نمیدونم واقعیتش چطوره و ماه تولد تو زندگی اثر داره یانه ولی هرررررچی متولد فروردین دیدم آدم های پرتلاشی بودن اکثرا هم شاغل هستن. اول گفتم متولد زمستونی چون میگی درونگرایی.

        • مهشیدمی گوید:

          ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۲:۰۵

          رویا جان حقیقتا ماه تولد و آب و هوا میتونه روی خلقیات اثر بذاره ولی این اثر را بسیار محدود دیدم …و ماه و اخلاق را به هم سنجاق نمیزنم…
          من تقریبا با تمام ماه ها تونستم ارتباط بگیرم…و با کسانی که ارتباط نگرفتم یا حذف کردم، واقعا رفتارشون بد بوده و خودم را بدون دعوا جدا کردم …
          رویا جان عزیزم شما گفتین استقلال طلبی
          چه رفتاری از من را استقلال طلبی ترجمه کردین؟ برام جالب شده😍

          • آواتار رویا

            رویامی گوید:

            ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۵:۳۹

            استقلال طلبی از بعد مالی منظورم بود بدون استثنا تمام متولدین فروردین که اطرافم دیدم همه یا شاغل بودن یا هم در تلاش برای شاغل شدن.افراد پرتلاشی بودن که تمام سعیشون رو می کنند که از لحاظ مالی مستقل باشند.و نکته جالب اینکه فروردینی ها اتفاقا افراد سازگاری هستن که با همه رابطه خوبی می سازند برا همین پرسیدم چندم اردیبهشت هستی؟! گفتم اگه اوایلش هستی احتمالش هست که مثلاً شناسنامه ت رو دیر گرفته باشند،😁

  • آواتار مهربانو

    مهربانومی گوید:

    ۳ دی ۱۴۰۳ در ۰۰:۵۸

    مهشید جان ممنون بابت مطالبی که میذاری…خوشحالم اینجا مثل اینستاگرام نیست

  • آواتار ماه ستی

    ماه ستیمی گوید:

    ۳ دی ۱۴۰۳ در ۱۸:۲۹

    گرانبها رو توی عکس پیدا کنید😁
    فکر کنم خانمی که شال قرمز پوشیده شما باشید درسته؟(چون عکس خیلی واضح نیست)
    چقدر حس خوبی گرفتم از این باغ رستوران
    واجب شد یک روز که اصفهان اومدم برم حتما 😍

  • آواتار مهری

    مهریمی گوید:

    ۳ دی ۱۴۰۳ در ۲۱:۱۶

    مهشید جان سلام 😍😍😍
    خیلی سبک زندگی تون را دوست دارم.
    مطالب سایت تون خیلی اموزنده است🙏🙏🙏🙏🙏

  • آواتار فرانکلین

    فرانکلینمی گوید:

    ۴ دی ۱۴۰۳ در ۰۰:۰۵

    سلام گرانبها جان
    🤩🤩🤩
    چه خوب بود ☺
    چه خبر از مزاحمه؟
    بازم پیام میده؟
    منم تو تلگرامم یه ترول داشتم.فکر میکنم بی محلی خیلی اذیت شون میکنه.دوست وارند تو مرکز توجه دیگران باشند.
    من عکس العملی نداشتم و خودش خسته شد.
    بعدش فهمیدم زن داداشم بوده🙄
    علتشم حسادت
    حالا وضع زندگی داداشم خیلی خوبه ها
    وضع زندگی من و شوهرم متوسطه
    زن داداشم چشماش عسلی و سفید
    من سبزه و چشم مشکی
    ولی به من حسودی میکنه
    چون من خانم تر برخورد میکنم و شوهرم چون برونگراست خیلی تو جمع بهم توجه داره.داداشم ولی چون درونگراست، کم حرف تره ولی خیلی هواشو داره
    امان از حسادت 🤕

    • مهشیدمی گوید:

      ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۱:۵۷

      سلام به روی ماه تون 🤗
      ممنونم از شما🙏
      خیلی ناراحت کننده است که زن داداشم آدم بشه ترول😮
      ترول ها اینجور که من فهمیدم، فقط مزاحم غریبه ها نمیشن…یه دور مزاحم فامیل و دوست و همکار و اطرافیان شون میشن و تو مجازی هم برای بقیه…
      خدا روز شکر دست از سرم برداشته و پیامی ازش ندیدم…شایدم پیام داده ولی چون بلاک فیزیکی شده دیگه نیومده…
      یه آی پی جدیدم پیام داده بود که قطعا تو پیامش فحاشی ای کلمه ای بوده که آی پی اش اتوماتیک بلاک شده بود…
      کلمات فحش را من گذاشتم جزو کلمات فیلتر…
      ترول ها زندگی بدی دارند چون از زجر کشیدن لذت میبرن…باید خودشون هشیار بشن و از بقیه کاری ساخته نیست…اینها از درون باید به ارزشمندی برسن ولی خب دنبالش در بیرون میگردند و بیرونم هر اتفاق کوچیکی که شادی آور برای یه نفر باشه، برای اونها سبب حسادت و ناراحتی میشه…

      • آواتار فرانکلین

        فرانکلینمی گوید:

        ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۶:۳۷

        زن داداش من یه حسودیه که دومی نداره
        یعنی من لباس معمولیم میپوشم میخواد خودشو بکشه.
        منم مثل شما پیاماشو نمیدیدم.
        هر لحظه فکر میکردم نکنه سکته کنه از حسادت و بمیره😂
        فکر کن من و با یه لباس جدید دید و صورتش شروع کرد لرزش😂
        ترول شما هم موقعی که خوشیهاتو می بینه یه سکته میزنه.
        خدا شفاشون بده 😁

  • آواتار مهدی

    مهدیمی گوید:

    ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۰:۱۱

    سلام مهشید خانم گرانبها
    چند تا از مطالب تون را خوندم و جای لایک خالی بود.
    محتوای با ارزشی داره سایت تون
    موفق باشین👏

  • آواتار اسفندیاری

    اسفندیاریمی گوید:

    ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۴:۱۳

    درود
    سایت تون فکر میکردم قدمت داشته باشه ولی جدید هستش.
    تازه تبلیغات را شروع کردین؟
    این سایت قابلیت بازدید زیادی داره
    مطالب تون خیلی خوبه
    قلم تون هم عالی
    مطالب زرد هم نداره و این نقطه تمایز با خیلی از پیج های امروزی است.
    در اینستاگرام هم فعالید؟
    اگر پیج ندارید حتما ایجاد کنبن.
    در اوج باشید

  • آواتار ایلدا

    ایلدامی گوید:

    ۴ دی ۱۴۰۳ در ۱۴:۳۹

    سلام و ارادت به مهشید عزیز
    امیدوارم زمستان خوبی رو پیش رو داشته باشید .
    من هم ادم درونگرایی هستم ، وقتی از محل کار برمیگردم نیاز دارم حداقل یک ساعت تنها باشم ، راستش بودن در جمع ها زیاد شادم نمیکنه، ولی جمع رو ازخودم دریغ نمیکنم و اهل معاشرت هستم .
    من چهره ی شما رو ندیده بودم، حدس زدم خانمی باشید که شال کرمی رنگ برسر دارین.
    براتون بهترین ها رو ارزو میکنم.

  • آواتار سریر

    سریرمی گوید:

    ۵ دی ۱۴۰۳ در ۱۳:۵۱

    گرانبها جان
    خیلی خوشحالم باهاتوم آشنا شدم.
    گاهی دلم میخواد جای شما با بعضیا مثل هومو دعوا کنماز بس بی تربیت و فاقد فرهنگن.
    اون بار میخواستم بهش بگم که دانشگاهی که رفتی بهت نگفتن فحاشی نکنی یا چون فحاشی رات ندادن.
    خیلی لجم گرفت ازش

    چشم بد ازت دور گرانبها🧿🧿🧿

  • آواتار پرستو

    پرستومی گوید:

    ۵ دی ۱۴۰۳ در ۲۲:۵۰

    حدس میزنم شما در موسسه توانگری همکار دکتر شیری باشین درسته؟
    فکر کردم تبلیغ دکتر باشه ولی دیرم خاطرات خودتونه
    خیلی خوب بود.مخصوصا بخش ازدواج تون👌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *