ESC را فشار دهید تا بسته شود

خانمی که شما باشی (قسمت ششم: گزنده ها)

گزنده کیست؟

فردی که با زبانش به شما نیش میزنه…

تیکه می پرونه…

کنایه می زنه…

به قصد چزوندن شما حرف می زنه یا رفتار می کنه…

مواد لازمی که گزنده ازش استفاده میکنه چیه؟

ضعف هاتون…

چیزی که از گذشته تون میدونه…

تمسخر کردن اجزای صورت تون یا رفتارتون و…

 گزنده ها را با بقیه اشتباه نگیریم:

گزنده ها هیچ وقت راه نقد درست یا مذاکره و یا نادیده گرفتن را نمیرن…چون قصدشون تخریب شماست…

بنابراین اگر کسی اشکالی از ما را خواهرانه و منصفانه و در خلوت میگه و یا جواب رفتار اشتباه مون را میده، گزنده نیست…

انواع گزنده ها:

مدل رفتاری گزنده ها خیلی متنوع هست ولی همه اونها از نظر من تو سه دسته گذاشته میشن:

۱) گزنده ای که ما قبلا اذیتش کردیم و الان از این راه مقابله میکنه که خب انصافا حق مونم هست:)

۲) قبلا جواب دندان شکن و به حقی از ما گرفته و الان میخواد شکست را جبران کنه…

۳) ما و سبک زندگی مون، یا موفقیت هامون، یا دارایی مادی و معنوی مون، یا تحصیلات مون و …بهش حس بی ارزشی داده و به اصطلاح دکمه بی ارزشی براش روشن شده و سیم اون دکمه دقیقا به ما وصل شده …روح ما خبر نداره…

تو میدون جنگی باهاش نبودیم ولی اون لباس رزم برای ما پوشیده…

گزنده ها ضعیف هستند:

افرادی که راه گزیدن را انتخاب میکنند، از نظر روحی ضعیف هستند…یا حداقل در بازه زمانی ای هستند که ضعیف شده اند…مثلا تازه کات کردند یا با کسی دعواشون شده یا اخراج شدند یا بیماری بدنی بهشون فشار آورده و  یا درگیر تروما هستند و …

گزنده ها مهارت های مهم ارتباطی ر ا ندارند مثل:

مهارت کلامی و درست و اصولی؛

شیوه های مذاکره؛

متن سازی؛

نادیده گرفتن؛

و… را بلد نیستن یا بلدن ولی در  همون تایم بدی که گفتم قرار دارند…

اغلب عزت نفس پایینی دارند…حتی همون دسته اول…

ما نباید ناراحت بشیم اگر دسته اول هستیم و گفتم بی عزت نفس هستیم…ما نباید به قدری فرو بریزیم که بخواهیم کسی را بگزیم…اگر عزت نفس داشته باشیم و خودمون را دوست داشته باشیم، اصلا وارد کنایه ها و تخریب ها نمی شیم…بلکه برای دفاع و مقابله و دیده شدن مون، مهارت یاد میگیریم…

قبل از اینکه تقابل با گزنده را بگم، باید یه “تَوَهُم” که زیاد دیدم را هم بگم: توهمِ گزیده شدن!

در زمانی که ما به قدری ضعف داریم که هر حرفی را کنایه، ترجمه میکنیم…
یعنی همیشه اینطور نیست یکی ما را بچزونه …بلکه ما همه رفتارها را به خودمون لوله کشی میکنیم …

مثالی ازش دیدم این اواخر:

داشتم  در مورد “شیما کاتوزیان” سرچ می زدم و ببینم نظرات چطور هست…فَنِ کاتوزیان نیستم ولی هیتر هم نیستم …

چون معتقدم اگر جایی با کسی اختلاف نظر داشتم، قرار نیست خط قرمز بکشم روش…

خلاصه که نتیجه سرچم شد دو تا تاپیک قدیمی در اینترنت …

 مدیر یکی از اون تاپیکها گفته بود:

هیترها، ادبیات کوچه بازاری شیما را نقد میکنند، ولی من به عنوان فردی که به مباحث سطح بالای روانشناسی و فلسفی علاقه دارم و خواننده کتاب فروید و … هستم ولی ادبیات کوچه بازاری شیما را هم در جاهایی قبول دارم…برای دخترایی که آویزون یه پسر تو رابطه هاشون میشن و التماس میکنند، حرفای شیما و لحنش اتفاقاخوبه…چون انگار یه سیلی میزنه تو گوش اینا مثل مادری که میخواد بچه اش سر عقل بیاد و ارزش خودش را بدونه…

خلاصه من در اون تاپیک کامنت ها را نخوندم و نظرم روی استارتر جلب شده بود…

برای همین کامنتی نوشتم با مضمون زیر:

بله درسته دختری که ۴ سال در یک رابطه سمی هست و ۴ سال دیگه هم درگیر اینکه چرا پسر ولش کرده، خب این نیاز به چنین هشداری با همین لحن هم داره…باید یه جا شوک بهش وارد بشه تا ارزش  خودش را بفهمه

فکر میکنین چی شد؟

یکی از کاربرانی که تو صفحات آخر اون تاپیک کامنت گذاشته بود، ظاهرا همون دختری بوده که شرایطش با مثال من میخوند یا نزدیک بود یا هرچی…اومد ریپلای زد و گفت تو منظورت من بودم 🙂
موضوع این هستش که میلیون ها دختر با این شرایط هستند که هر روز دارند میگن ما مشکل داریم…چرا پسر بلاک مون کرد …چرا بعد از n سال که باهاش موندیم، ما را ول کرد و …
حالا یکی از اون میلیون ها، تو اون تاپیک حرف من را از زمین برداشت …شانس بد منم بود البته:)

و اونقدر حرفای خارجکی زد و زد که دیگه نخوندمش و رها کردم و رفتم…

میخوام بگم گاهی همینقدر شکننده هستیم و منتظریم یکی یه چیزی بگه و لوله کشی کنیم به خودمون…

مهارت های  تقابل با گزنده:
۱) مهارت اول: یابو آب دادن=ندیده گرفتن
حرف را از زمین برندار 
مخصوصا حرفایی که مستقیما گزنده به شما اشاره نداره و در لفافه و کنایه زده میشه …

مثال:

مادرهمسرتون میگه: عروس فلانی اینقدر کدبانوئه خدا شانس بده …

خب مشخصه که با شماست…ولی موضوع را با آوردن اسم فرد دیگری داره میبره جلو…شما هم بچسبید به همون موضوع همون شخص
جواب من: اسم عروس شون چیه؟ چند سالشه؟ باریکلا بهش…عجب عروسیه به به و…

انگار نه انگار که با شما بودند …اشاره به ضرب المثل یابو آب دادن هستش (“ندیده گرفتن “)

اگر همین جا مادرهمسرتون کنایه اش را تبدیل به مستقیم گویی کرد، مثلا گفت: تو هم ازش یاد بگیر! یا کاش تو هم مثل اون بودی و ….
شما هم جواب مستقیم بده.بگو :

من مثل خودمم…آدمها شرایط شون فرق داره …قطعا ایشون عروس خوبی هست…باید دید در چه محیطی هست و اطرافیانشم باهاش همکاری میکنند یا نه:) قطعا میکنن که ایشون هم خوب رفتار میکنه:)

مثال:

شما تنها سفید پوست توی یه جمعی هستی و  یه نفر که سفید پوست نیست میگه:
وای سفیدها ماستن این لباسا اصلا بهشون نمیاد و زشت میشن …

یا بلعکس شما پوستت سفید نیست و یه سفید پوست تو جمع میگه: این مدل لباسها به ما سفیدا میاد، بقیه زشت میشن…

اینجا همه تو جمع میفهمن که شما مورد خطاب اون آدم بودی، ولی حرف را از زمین برندار….وقتی خودمون برداریم طرف ممکن هست “وتو” کنه …مثلا بگه وای منظورم تو نبودی…وای حواسم نبود که شما رنگت اینه  ..
من این وقت ها فقط لبخند عاقل اندر سفیه میزنم…

اینکه بخوای رنگِ پوستِ مخالفِت را بکوبی، میشی عین خود اون فرد…
یه زن قوی و کاریزما، نیازی به کوبوندن چیزی که خدا آفریده و آدم ها نقشی نداشتند، نداره …
اگر خیلی جواب دادن را اینجا لازم میدونی، چند دقیقه بعد بگو:
تو انتخاب لباس و طرح و رنگش، نوع آرایش و مو و اکسسوری و اندام و … موثره…شاید فکر کنیم به کسی رنگی نمیاد، ولی همون رنگ را برخی با چیزایی ست میکنند که عالی میشه

۲) مهارت دوم:ادب!

وقتی این همه کلمه و مهارت های مختلف وجود داره که میتونی مقابله کنی، و به جاش میری سراغ بی ادبی برای جواب دادن، خب تو ضعیفی…چون سلاح دیگری نداری…
آدم هایی که فحاشی و یا بی ادبی میکنند، مهارت لازم برای تقابل را ندارند…

محکوم  به شکست در جمع هستند…فحاشی جزو کارای کوبنده محسوب نمیشه و فقط خودت را خراب میکنی…

خاطرم هست تو یه جمعی بودیم و یکی داشت میگفت آخه اینم هم شد رشته! (به رشته تحصیلی فردی در جمع اشاره کرد)

اون فرد در جواب شروع کرد فحاشی کردن …باعث شد که اصل حرفش دیده نشه و همه فقط میگفتند چه بی ادبی…

ما فکر میکنیم با فحاشی برنده ایم…در حالیکه حتی حق هم با ما باشه، فحاشی، اون حق را شهید میکنه!

۳) مهارت سوم: زبان بدن:

خیلی ها فکر میکنند حتما باید یه جمله ای یا کلمه ای بگن که مقابله کرده باشند…حتما باید جواب همه را بدن..حتما باید هر حرفی را بی جواب نذارن…
اما گاهی شما با یه زبان بدن صحیح، میتونی گزنده را ضربه فنی کنی…

زبان بدن بدون دیالوگ، برای موارد زیر خیلی خوب کار میکنه:

مورد اول:

وقتی گزنده سلاحش فحاشی و بی ادبی هست و یا ارزش اون شخص برای ما خیلی کم هستش…ما معمولا در  محیط های مجازی به این اشخاص برخورد داریم چون بود و نبودشون توفیری در زندگی ما نداره…یا افرادی که فحاشی میکنند حتی اگر جزو فامیل مون باشند و فیس تو فیس باهاشون باشیم، بازم ارزش گذاری نمیشن…

مثلا در اینستاگرام، وقتی کسی کامنتی میذاره ما نمی شناسیمش…همین آدم وقتی کامنت با ادب و یا بی ادب میذاره، دقیقا معرفی خودش را داره برای بینندگان انجام میده…

کاربرای اینستاگرام بی اهمیت هستند درسته…ولی نکته اش را میخواستم بگم که هر  فردی که آشنا هم نباشه، در  واقع با صحبت کردن داره اولین معرفی های خودش را برای بقیه انجام میده و شما را رهنمایی میکنه که باهاش وارد مکالمه بشین یا نه…چی بدتر از اینکه یکی راهنمایی بده در مورد خودش و شما دقیقا بیوفتین تو دامش…

من تو محیط تبادل نظری بودم که کاربر میخواست تخریبم کنه و شروع کرد در مورد اتفاقی در گذشته ام که خودم گفتم صحبت کنه ولی با فحاشی و بی ادبی…هیچ کس انگار اون قسمت که مربوط به من بود را ندید…همه شروع کردند بهش گفتند که چقدر بی ادبی و چجوری رسیدگی نمیکنند بهت و ….

در حالیکه اگر یه کمی هوشمند بود، اصلا وارد این مکالمه از پیش شکست خورده نمیشد…

گزنده های فحاش، بازنده های همیشگی هستند…

مورد دوم:

وقتی در جمعی حضور دارید که شناخته شده هستین و حرف های یاوه کسی، شک و شائبه ای ایجاد نمیکنه…

اما برخی از گزیدن ها، همراه هست با تهمت و افترا…این وقت ها باید فرد گزیده شده از خودش دفاع کنه و زبان بدن کافی نیست…

مثلا تو جمع خانواده همسرتون هستین و جاری تون جوری که منظورش شما هستین میگه:

برخی عروس ها پشت مادرشوهر خیلی حرف میزنن خدا رو شکر من اینطور نیستم…

شما ریلکس باید برگردین بگین آره خدا رو شکر عروسای خوبی هستیم:)

اما اگر شائبه و تهمتی به شما زده نمیشه، زبان بدن و لبخند و ریلکسی، بهترین مهارت است…

مورد سوم:

وقتی گزنده، یک فرد دائم الگزند:) هستش و نقل و نباتش همینه و هر کاری هم بکنی و هر تقابلی هم بکنی بازم باید بگزه و این کارش مثل یه اعتیاد شده براش…

آبروش بارها رفته و شناخته شده هست و از اون دسته اند که معروفن به این توصیه  “دهن به دهنش نذار”

هوش کمی داره و متوجه نیست تو جمع طرفدار نداره و از چشم افتاده و شخصیتش خراب شده…این افراد ضعیف ترین مدل گزنده ها هستند و شخصیت خودشون براشون مهم نیست چه برسه بقیه …اینا را وقتی باهاشون مکالمه کنی، تازه بهشون شخصیتم میدی…جدی گرفته میشن…به حساب میان…

موهبت های زبان بدن :

مثلا فکر کنین گزنده داره خودش را به در و دیوار میزنه و تمام تلاشش را میکنه که شما را برنجونه…ولی در عوض شما لبخند میزنی و ریلکسی…منظور از اون لبخندهای عاقل اندر سفیه هست…

اون گزنده تلاش بیشتری میکنه و دوز کارش را میبره بالا و شما همچنان لبخند +ریلکس…
با توجه به اینکه گزنده ها مهارت های لازم را بلد نیستند، زبان بدن شما، آزارشون میده…
با یکی یه بار این حرکت را داشتم…هر چی گفت ریلکس بودم و لبخند زدم بهش…در انتها اونقدر برآشفته شد که یه جمله ای گفت که افراد اون جمع بهش برگشتند…چون خون به مغزش نرسید باعث شکستش شد…

فراموش نکنین که گزنده ها آدم های ضعیفی هستند و از درون نیاز به آزار شما دارند تا آروم بگیرند… درون شون متلاطمه…شما وقتی برآشفته میشین، درون این افراد آروم میشه! 

اما وقتی تیرشون به هدف نمیخوره، درون شون متلاطم تر میشه…تا دو دقیقه پیش سعی میکردند در قالب تیکه و کنایه به شما حرف شون را برسونن و برآشفته تون کنند …و چون به هدف نرسیدند، شیطان درونی شون میاد بالا و دیگه مستقیم شروع میکنند اذیت و همین روش مستقیم، دقیقا تله است…چون گزنده نمیخواست مستقیم بگه …میخواست کنایه بزنه و به خیال خودش کسی نفهمه …

من دو مورد اینجوری داشتم  و بهتون اطمینان میدم مهارتی  هستش که واقعا نتیجه بخش هست…

با مهارت هاتون، بدون هیچ کلمه ای، طرف خودش باعث شکست خودش تو جمع میشه…

۴) مهارت چهارم: ریلکس:

مهارت مهم و اساسی که در همه موارد فوق باید داشته باشیم، آرامش و عزت نفس هستش.

عزت نفس و خودت را دوست داشتن، سلاح بسیار قدرتمندی است …آدم های  مجهز به این مورد، کاریزمای زیادی دارند و خودشون را درگیر هر آدمی نمی کنند…

اینها سیستم ارزش گذاری دارند:

یعنی اگر بفهمند گزنده یک “خوک صفت” هست، تو میدان اون آدم نمیرن که کثیف بشن…

خوک موقع دعوا،هم خودشون و هم تو رو با آب دهان و دماغ، کثیف میکنه…

اینجاهاست که میگن مقام انسان گاهی همینقدر کم میشه و از اشرف مخلوقات سقوط میکنه که باید با رفتار خوک مثال زده بشه…

بیشتر بخوانیم: نگاهی به ریشه های کنایه

مهشید

مهشید هستم.یه دختر دهه شصتی که نرم افزار کامپیوتر خوندم. دیجی بها dgbaha برگرفته از عبارت "دختر گرانبها" است. تلگرام : t.me/dgbaha

دیدگاه ها (51)

  • آواتار سیماsima

    سیماsimaمی گوید:

    ۱۹ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۶:۳۱

    سلام مهشید جانم😍
    خیلی خیلی خوب بود😍
    کیف کردم با مثال هاتون
    چون قسمت قبل گفتین سکوت کنیم من واقعا خیلی جاها نمیتونم سکوت کنم.
    امروز متوجه شدم اتفاقا زبان بدن هم خیلی جاها واجبه

    در مورد تاپیک کاتوزیان هم من اونجا بودم چون رفت تو به روز شده ها
    اون کاربره که گیر داده بود را میشناسم.
    اینها را جدی نگیر و فکر نکن به خودش گرفته…چون به قصد اذیتت کمین کرده بود.
    یه نگاه به تاپیک هاش کنی متوجه میشی.
    این مدتها درگیر یه سری چیزاست و خوبم نمیشه
    چون نمیخواد خوب بشه

  • آواتار فاطمه

    فاطمهمی گوید:

    ۱۹ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۰:۲۷

    سلام خانم مهشید
    بابت این مطلب خوب ممنون
    من برام جالبه این شناخت دقیق شما نسبت به درون گزنده ها
    چون من مقطعی از زندگیم این احساس رو نسبت به شخصی تجربه کردم تماما احساس میکردم حرفاتون رو
    شما خیلی مطالعه بالایی دارید قطعا
    الان یکی از خواهران همسرم نسبت به من گزنده شده زندگی سختی داشته همسرش خیانت بدی بهش کرد درحالیکه زیباترین دختر فامیل بود اما بخاطر بچه هاش مجبور شد برگرده
    دائم کنایه میزنه حتی زمانیکه دو ماه بود زایمان کرده بودم شکم بزرگ منو مسخره کرد جلو همسرم بماند که همسرم چیزی بهش نمیگه هیچوقت ولی من گفتم هیچوقت آب نمیشه درحالیکه الان خیلی بهتر شده
    بماند
    از تلاشهاش برای نابود کردن اعتبارم در خانواده بگم که ناتوانم مقطعی هم موفق بود و منو به هم ریخت و این به هم ریختنم باعث شد متهم بشم و نتونستم مدیریت کنم
    کارهاش از کامنت خارجه
    در طول این سالها من هرگز نتونستم جوابشو درست بدم
    بارها با خودم تمرین کردم محترمانه بگم اما باز نتونستم
    انگار ازش میترسم
    به شدت سمی هست
    البته این ترسم برای واکنش مناسب نشون دادن در قبال خیلی ها هست
    ما توی یک ساختمون فامیلی زندگی میکنیم
    وضعف من در پاسخگو بودن به موقع رو اکثرا فهمیدن
    از طرفی حسادتی هم هست
    من بارها از زنعموی همسرم کنایه شنیدم و مثل احمق ها فقط لبخند زدم
    یادم میوفته از خودم بدم میاد🫣
    توی ذهنم جواب بدادم بارها و جلوشون…
    مهشید خانم من چه کنم واقعا با خودم
    حتی وقتی جواب محترمانه ای هم میدم گاها با احساس حماقت اینکه چرا نابودش نگردم با ناسزا تا صبح خوابو ازم میگیره

  • آواتار دخترمشرق

    دخترمشرقمی گوید:

    ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۰:۳۵

    سلام گرانبهای عزیز
    یکی از مشکلاتی که من دارم اینه که کاملا بدون فکر حرف میزنم و وقتایی که تصمیم میگیرم فکر کنم اصلا نمیتونم تجزیه تحلیل کنم که چه حرفی خوبه یا بد شاید عجیب باشه ولی واقعا این خصلت و دارم
    چه مهارتی و باید یادبگیرم تا توانایی تحلیلم خوب بشه و بتونم تحلیل درستی داشته باشم یا بعضی وقتا میدونم یه حرفی بده ولی بازم با اینکه شدیدن مهرطلبم و نگرانم کسی ناراحت نشه دوباره اون حرفو میزنم و نمیتونم کنترل کنم خودمو
    و واقعا همیشه درگیری ذهنی دارم حتی همین الان
    ممنون میشم راهنماییم کنید
    دوست دارم اینو بدونید که دعای خیرمن برای شما همیشه همراهتونه لطفا به این مسیر ادامه بدید

      • آواتار دخترمشرق

        دخترمشرقمی گوید:

        ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۲:۱۳

        سلام وقتتون بخیر
        ممنون بابت توضیحاتتون
        نکات جالبی و فرمودید و من واقعا یادگرفتم ازتون
        تلاش میکنم تو بعد عمل اموزشاتونو پیاده کنم و انشالله بهتون بگم که تونستم این مشکلات و به کمک خدا و شما حل کنم
        ارزوی موفقیت و برکت دارم براتون

      • آواتار رویا

        رویامی گوید:

        ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۴:۴۲

        سلام سلام ویس رو گوش دادم نکات خوبی گفتید میدونی یه نکته که ما باید توجه داشته باشیم و شما هم اشاره کردید همین هست که ما بتونیم تجزیه تحلیل کنیم که متاسفانه من خییییلی ضعیفم توش میدونی بعنوان مثال خود من.تو بحث ها تک بعدی فکر میکنم بدترین برداشت ها رو دارم.همون توهم گزیده شدن که گفته بودید. میدونی تازه دیشب تو صحبت با همسرم متوجه شدم.چقدر منفی نگرم.چقدر خودآزاری میکنم و از یه حرف میرنحم در صورتی که طرف اصلا منظورش این نیست!!!! نکته دیگه هم که گفتید که خودمون رو بذاریم جای طرف و حرفی که میگیم بسنجیم هم خیلی خوب بود.من تو یه بحث با همسرم یه حرفی بهش گفته بودم خیییییلی بهمش ریخته بود ولی خب تو اون لحظه از نظر خودم خیلی هم حرفم درست بود دلمم خنک شد🙈 ولی دیشب که نشستیم صحبت کردیم دیدم چقدر دید من اشتباه بوده!!! بهم ثابت کرد از هر حرفش بدترین برداشت ها رو دارم و حتی یه حرف دیگه که خودم گفتم بدترین برداشت ازون حرف رو بهم گفت و من گفتم نه من که این منظور رو نداشتم ولی خب متوجه شدم تو مشکلاتی که داریم منم کم مقصر نیستم🙄 یه بعد از خودم که تا حالا متوجه نشده بودم رو هم بهم نشون داد!! اینکه من همش بهش میگم تو سر همه چی منت میذاری و غر میزنی!!! و متوجه شدم اون نیمه تاریک خودمه که دارم انکارش میکنم و به همسرم فرافکنی میکنم😐🤧 البته خب باید بگم همسر من کلا لحنش تنده و حرف زدن عادیش یکم اعتراضی باشه آدم فکر می‌کنه داره دعوا می‌کنه🤒 از دیشب خیلی تو فکرم🤔 چقدررررر منفی بافی میکنم یه بخشش مال اون نقش قربانی هست که از بچگی از مادرم گرفتم . و جالبه که تو هر دعوایی خودم رو محق می‌دونم وقتی با همسرم در موردش حرف میزنم می بینم چقدر زاویه دیدم بده چقدر تک بعدی فکر میکنم و بعدش دیگه حتی دفاعی هم از خودم ندارم😐 کاش بتونم یکم ای کیوم رو بالا ببرم خودم می‌دونم هوش اجتماعی من خیلی پایینه.

  • ساحلِ عقیقمی گوید:

    ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۹:۵۸

    سوالم رو دوباره اینجا مطرح میکنم مهشید جان
    من وقتایی که درس میخونم
    فکرای مزاحم زیادی توذهنم میان
    و گاهی اوقات میبینم که نیم ساعت تو افکارم غرق هستم
    راهکاری دارید
    در مورد کنکورم هم اصلا انگار بریدم نمیتونم درس بخونم

    • آواتار فریما

      فریمامی گوید:

      ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۲:۵۵

      سلام ساحل عزیز
      من تجربه خودم رو تا مهشید نظرشو بگه میگم
      اصلا مشکلی نیست که تمرکز نداری منم مثله تو بودم و این راه ها برای من نتیجه داد،
      اول اینکه به نتیجه درس نخوندن یا خوندنت فک کن که چی میشه ! احتمالا یکیش باعث شه یه کم ذهنتو جمع و جور کنی و انگیزه ات بره بالا مثلا اگه دانشجویی با خودت بگو خوب این درسو نخونم میافتم مجبورم دوباره ترم بعد بردارم این درسو که باعث میشه یه ترم عقب بیافتم ، یا اینکه بگو من اگه درسامو خوب بخونم میتونم ترم بعد واحدای بیشتری بردارم و زودتر درسمو تموم کنم زودترم برم سرکار مثلا
      راه حل دوم
      هر موقع تمرکزت رفت اشکال نداره دوباره برش گردون حتی اگه یه ساعته داری به موضوعات مختلف فک میکنی خودتو سرزنش نکن با خودت مهربون باش بگو عب نداره دوباره شروع کن به تمرکز کردن اینو همیشه تکرار کن تا تمرکزت بیشتر اون نیم ساعته بیاد رو پنج دقه مثلا
      راه حل سوم
      اگه موضوعی یا کسی ناراحتت کرده
      که موقع درس خوندن به اون چیز فک میکنی با خودت بگو که مغزت بشنوه
      بگو میدونم ناراحتی و حق داری نمیگم فک نکن میگم الان درستو بخون بعدا حتما بهش فک میکنی
      اینم برا من خیلی تاثیر داشت
      گفتم شاید به دردت بخوره

      • مهشیدمی گوید:

        ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۱:۵۵

        چه خوب توضیح دادین فریما جان
        اینکه خودش را سرزنش نکنه و به نتیجه ها هم فکر کنه و …
        منم اضافه کنم که اون راهکار نخ بستن به دست هم کمک میده که یادمون بیاد فکرمون متمرکز باشه …
        و اینکه قبل از درس خوندن و یا کار مهم، اول بشینیم با مغزمون سنگامون را وا بکنیم و گیرهای مغزمون را پاسخ بدیم…جواب که مغزمون بگیره دیگه خاموش میشه 😄

  • آواتار هما

    همامی گوید:

    ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۱:۴۹

    سلام گرانبها جان
    خداقوت و ممنون به خاطر مطالب خوب تون😍👏👏
    من فکر میکنم عزت نفس در برابر گزنده ها بزرگترین معیاره
    من تاپیک هاتون را دنبال میکنم و هر چی خوندم رسیدم به همون نیمه تاریک وجود.
    در همه زندگی مون هست
    شما تو موارد زیادی قوی شدین به دلیل اینکه تروماها و سایه ها را دیدین و بهش رسیدگی کردین.
    من هر موقع تو آرامش روحی هستم نه حسادتی دارم نه استرسی برای کاری نه حتی به دیگران فکر میکنم.
    آرامش روحی مهمه
    به قول خودتون ما وقتی روح مون بیماره اهمیت نمیدیم بعد میگیم نمیشه و نمیتونیم.
    ممنونم برای زحمتی که میکشید
    وبلاگ تون را خیلی دوست دارم
    آدم هایی هم جذبش میشن که یا میخوان تغییر کنند یا تغییر کردند و میخوان تجارب شون را به بقیه بگن
    حقیقتش من دوست دارم از سبک زندگی تصویری شما هم دیدن کنم مثل همون سفره و ظرف غذاها و گلدون ها
    گفتین زیاد اهل عکس گذاشتن نیستین.ولی به نظرم بذارید.
    یا گفتین از آشپزی خوشتون میاد.دستورات غذایی هم بذارید خیلی خوبه😍

  • آواتار فریما

    فریمامی گوید:

    ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۲:۴۴

    سلام مهشید جان مثله همیشه عالی بود
    فقط یه نکته ای فک میکنم اکثر ماها مشکلمون اینه که مغزمون سریع نمیتونه موقعیت رو تشخیص بده که البته مثالهای خوبی زدی خیلی مغزمون روشن شد که فلان موقعیت طرف به من تیکه انداختا پس طبق مهارتهایی که مهشید گفت فلان مهارت و باید انجام بدم مثلا نادیده بکیرم ! یه سری از دوستان تو کامنتا من اگه درست متوجه شده باشم مشکلشون اینه که فک میکنم با تکرار و تمرین و شفقت با خود میشه کم کم ناخودآگاه مون رو اماده کنیم که تو هر شرایط بهترین مهارت رو استفاده کنه ، راستی من خودم یکی از مهارت ها رو از قبل داشتم و تازه فهمیدم ، اینکه وقتی می بینم تو فامیل مثلا عروس دایی یا عروس عمه زبان گزنده داره نزدیکش نمیشم که حالمو خراب نکنه این یه مورد و داشتم اما اما از روی ضعف بود الان بخوام این کارو انجام بدم دیگه چون این مهارت هارو یاد گرفتم از روی قدرت میشه چون به هر حال فامیله ممکن هست یه روزی منم تو دامش بیافتم

    • مهشیدمی گوید:

      ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۱:۴۷

      فریما جان سلام عزیزم
      ممنونم
      بله تکرار کردن و تمرین و مدام تو ذهن تحلیل کردن و روش ها را کنار هم گذاشتن میتونه باعث بشه یاد بگیریم …
      در مورد فامیل تونم دقیقا درسته …ما ممکن هست هر لحظه بیوفتیم تو دامش…ولی فکر میکنم کارتونم اشتباه نیست عقلانی است …اینکه از کنارش قرار گرفتن پرهیز میکنین …تا جایی که امکانش باشه پرهیز هم خیلی راهکار خوبی هست …مثلا تو سایت تبادل نظر اگر یکی خوک صفت باشه ما ریپلایش نمیکنیم ….ترس نیست بلکه پرهیز از اتفاقات بعدی است …

  • آواتار کاربر

    کاربرمی گوید:

    ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۹:۱۳

    مهشید جان
    اگه کسی یک کار خیلی بد و غیر قابل جبران کرده باشه مثلا باعث مرگ شخصی شده باشه، چجوری باید باهاش رفتار کنیم؟
    اگه نیش و کنایه نزنیم پس چطور خودمون و خالی کنیم، کار درست چی هست؟

    • مهشیدمی گوید:

      ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۱:۴۳

      کاربر عزیز جانت سلامت
      وقتی کسی باعث مرگ میشه دو حالت هست …یا عمدی یا سهوی…عمدی باشه قاعدتا باعث زندان و …میشه
      فکر کنم شما منظورتون این هستش که مثلا کسی را حرص دادیم و سکته کرده درسته ؟
      این مواقع که دیگه جبران ناپذیره و طرف ارزش ارتباط هم نداره چه برسه تیکه کنایه زدن

    • مهشیدمی گوید:

      ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۰:۳۰

      سلام پرسفونه جان،
      جیمیل تون را تغییر بدین یا یه چند تا عدد بذارید جیمیل تون
      اینطوری ای پی تون مشخصه ولی چون جیمیل تغییر دادین به عنوان کاربر جدید میشناسه و میره تو قسمت نیاز به تایید

  • آواتار پوران سعیدی

    پوران سعیدیمی گوید:

    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۱:۲۰

    مهشید جان در مورد رفتار زن با شوهر هم میگین؟
    ممنونم
    یه سوال دیگه اینکه اگر قیافه مون معمولی باشه یا مثلا پوست جوشی و منافذ باز داشته باشیم مجبوریم آرایش کنیم.اگر کسی پوستش خوب باشه خب نیازی نداره
    به نظرتون من بدون آرایش میرم بیرون خیلی ضایعه؟خودم حس بدی ندارم آخه

  • آواتار راما

    رامامی گوید:

    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۴:۲۲

    سلام گرانبها جان😍
    خانمی که شما باشید ها خیلی خوبن.کاش همین را بازم ادامه بدین
    مثلا لباس پوشیدن
    برخورد با شوهر
    و…

    تو *** سایت یه گروهی می بینم ***********************
    طرفدارتونم و سایت تونم معرفی به همه دوستام کردم😍😍😍

    • مهشیدمی گوید:

      ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۵:۴۴

      سلام راما جان
      بله هنوز ادامه داره
      ممنونم از شما 😍
      در مورد اون سایت ممنونم که آگاه هستین و ممنونم از لطف تون نسبت به خودم
      اینها یه اکیپ هستند و سرگرمن …آسیبی نمیرسونن …فقط خودشون خسته و اذیت میشن…ببخشید سانسور کردم…این مدل اخبار اون طرف را در اینجا حذف میکنم.
      ممنونم از معرفی تون و همراهی تون عزیزم😍

  • آواتار رویا

    رویامی گوید:

    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۴:۵۱

    دوستان هم گفتن منم هم نظرم که مهم تربنش همین عزت نفس هست که آدم داشته باشه منم خیلی وقتها تو برخوردها سکوت کردم ولی سکوتم از رو ترس شاید بوده یا جوابی نداشتم که متاسفانه بعدش کلی باعث نشخوار فکری میشه خوبه تمرین کنیم آگاهانه سکوت کنیم از روی قدرت سکوت کنیم و این خود پیروزیه🌈 در مورد هوش اجتماعی هم مهشید جان راهنماییم کن یا اگه پستی بودبیزحمت بگو بهم اکثر مطالبات رو خوندم ولی الان یادم نیست که در موردش صحبت شده یانه

    • مهشیدمی گوید:

      ۷ فروردین ۱۴۰۴ در ۲۱:۳۷

      سلام رویا جان
      در مورد هوش اجتماعی پستی ندارم متاسفانه.
      در مورد منفی نگری و یا برداشت بد من یه پیشنهاد دارم:
      یه مبحثی بود تو یه کتابی که خیلی به من کمک کرد.
      میگفت که ما وقتی پیامی را به جایی میفرستیم ممکن هست پیام مخابره نشه و یه بیت آن مخدوش بشه ..منظورش پیام تصویری تو تلویزیون یا پیام رادیویی بود…ما تصاویر را مخدوش می بینیم…مثل زمانی که آنتن روی پشت بام مون جابجا شده یا مشکل داره…
      پیام های دیالوگی بین افراد هم همین هست…ما یه صحبتی به طرف مون میکنیم اما پیام کامل و بی نقص بهش نرسیده…وسط راه مخدوش شده…یا هنگامی که نزدیک قلب یا گوش طرف رسیده، تغییر کرده:)
      این وقت ها، گیرنده باید از فرستنده سوال کنه!
      مثال ساده بزنم:
      من پیام “نون نداریم” را به همسرم فرستادم …همسرم باید بپرسه: هیچی نداریم؟ با تا فردا داریم؟
      نون بگیرم یا فردا برنج میپزی؟ و …

      اگر همسرم ابن سوال ها را نکنه، و پیش خودش فکر کنه بعدا نون میشه خرید، فردا ممکن هست چالش بزرگی ایجاد بشه و من کتلت بپزم و نونم نداشته باشیم و ناراحتی پیش بیاد و …
      مثال ساده زدم البته …
      حالا پیشنهادم به شما به عنوان گیرنده، همین تکنیک سوال کردن هست…وقتی همسرت چیزی میگه با صدای بلند، بهش بگو:
      عزیزم برای اینکه ببینم مطلب را گرفتم یا نه، به من بگو که صدای بلندت عادت توست، یا از دستم عصبانی شدی؟
      اگر عصبانی نیستی به من بگو که این حرفت این معنی را میده یا اون معنی رو؟
      رویا جان تو این سوالات، فرستنده برات توضیح میده و برداشت هات اصلاح میشه

      • آواتار رویا

        رویامی گوید:

        ۷ فروردین ۱۴۰۴ در ۲۲:۳۴

        ممنون مهشید جان از وقتی که گذاشتی 🥰راستش خودمم به این سوال پرسیدنه فکر کردم اما اول مشکل بزرگتر رو باید حل کنم!! واکنش سریع و منفی نگریم و بد شدن حالم پروسه ش خیلی سریعه 😄 الان تو تمرینم که برا هر چی سریع عکس العملی نشون ندم خیلی وقتا طرف مقابلم حتی ممکنه ری اکشنی هم از من نبینه ولی من مقابل هر حرف و عملی کلی تو ذهنم بالا پایین میکنم حرص میخورم نشخوار فکری پیدا میکنم و در نهایت طرفم از آویزون شدن لپام می‌تونه بفهمه که من رنجیدم 😆 ولی خب الان که من این مشکلم رو فهمیدم هم می‌تونه برام کمک کننده باشه قبلا هم می دونستم آدم منفی نگری هستم اما عمق فاجعه رو درک نکرده بودم. 🤒 لطفاً هر موقع فرصتش رو پیدا کردی در مورد هوش هیجانی و تقویتش هم برامون بگو🌈

  • کبوتر بانومی گوید:

    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۵:۱۵

    سلام مهشید گرانبهای نازنینم ❤️ امیدوارم که حالتون خوب باشه 💕🙂.
    من جدیدا تصمیم گرفتم که به آرکیتایپ ها و انرژی فکر نکنم و فراموشش کنم .دیگه برام مهم نیست چی هستم یا چی نیستم .
    تصمیم گرفتم یه کاری چیزی پیدا کنم و کم کم پول جمع کنم و به پانسیون برم.
    اگه موقعیتش پیش اومد ازدواج کنم یا دوباره کنکور بدم و برم دانشگاه و مستقل بشم و پیشرفت کنم واز آدم های سمی زندگیم جدا بشم .
    درباره پست صمیمیت که نوشتید با نظر شما موافقم و قبلاً خیلی چوب صمیمیت بی جام رو خوردم و تصمیم گرفتم که ازاین به بعد به کسی رو ندم و سعی کنم جدی و منطقی رفتار کنم .
    راستش در اطرافیان من گزنده های زیادی وجود داره تمام زنان اقوام پدری و مادری ام و حتی مادر خودم زبان تند و گزنده ای دارند و بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشه نسبت به من گزنده شدند(من خودم قبلاً نسبت به اونها گزنده نبودم)مهشید جان ❤️ به نظرت دلیل گزندگی و فحاشی اونها نسبت به من چیه؟من اصولاً دختر آروم و متعادل و نرمال و بی آزاری هستم ولی بیشترین اذیت و آزار ازسمت دیگران شامل حال من میشه ؟نمیدونم دلیلش چیه؟
    مرسی🙏🏻.

  • کبوتر بانومی گوید:

    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۸:۴۵

    مهشید نازنین 😍❤️.
    میشه یه نفر کارایی که شما توی پست های خانمی که شما باشید انجام بده ولی کاریزماتیک نباشه ؟
    میشه توی پست بعد درباره کاریزماتیک و دوست داشتنی و جذاب شدن و اینکه چه جوری همه وقت و همه جا دوست داشتنی باشیم ؟جوری که کسی ازمون دل زده نشه؟دیدید بعضی ها هستند خیلی خوب خودشون رو توی دل اطرافیان شون جا میکنن و همیشه صاحب نظرهستن و حرفشون خریدار داره و هرجا میرن کاراشون زودتر پیش میره .
    من حس می کنم دختر جذاب و دوست داشتنی نیستم و انگار دافعه دارم چون هیچکس از من خوشش نمیاد حتی حرف عادی من به دل هیشکی نمیشینه .اصلا جذابیت ندارم.
    میشه درباره این موضوع هم یک پست جداگانه بزنید؟پست بعدی تون میشه درباره این موضوع باشه؟
    ممنون نازنین بانو 🙏🏻😍.

  • آواتار پرستو

    پرستومی گوید:

    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۹:۲۲

    مهشید جان فامیل من یعنی اونایی که همسن و سال من هستن طوری رفتار میکنن که بهم بربخوره و حس اضافی بهم دست بدن به علت حسادت هست میدونم.منم کمتر میرم بینشون یا موقعی هم که هستم پیششون سر خودمو با گوشی و …سرگرم میکنم
    عزیزم راهکاری نداری برای این شرایطم🌱

  • آواتار چشم درشتم

    چشم درشتممی گوید:

    ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۳:۱۰

    گرانبها جان سلام خسته نباشین
    تو سال جدید خیلی دلم میخواد تمرین کنم و عزت نفس و آرامش به دست بیارم
    واقعا بزرگترین دستاورد همین دوتاست
    چون کمتر حرص میخوریم و اذیت میشیم
    پست هاتون خیلی به من کمک کرده ازتون خیلی تشکر میکنم🥰🤗

  • آواتار ثنا

    ثنامی گوید:

    ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۲:۱۵

    مهشید خانم خدا قوت و ممنونم خیلی خوب توضیح دادی.
    کاش اینجا میشد تاپیک زد و سوال پرسید و همه ببینن و جواب بدن
    اینجا به نظرم بعضی ها خیلی فرهیخته هستند و بلدن و میتونیم راهنمایی بگیریم🙏🙏🙏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *