
من در قسمت دوم خودمراقبتی، کامنت های جالب و قابل تاملی گرفتم …
موارد زیر مطرح شده بود:
۱) به دیگران کمک میکردم چون حس بی ارزشی داشتم
۲) به این نتیجه رسیدم که دیگه خودم را هلاک برای کسی نکنم
۳) باید طرف مقابل رو بسنجیم ببینیم چطور شخصیتی داره و کمک پذیر هست یانه و در مورد غریبه ها هم نظرم اینه تا جایی که ضرر جانی متوجه کسی نمیشه کلا دخالت نکنیم…
۴) قدردان بودن در قبال خوبی ها به زندگی برکت میاره
من به این نتیجه رسیدم که خودمراقبتی مبحثی هست که در مواردی میتونه برای همه آدم ها یه نسخه باشه و در موارد دیگری هر کسی خودش باید بسنجه…
۱) مثلا وقتی تو جاده هستیم و دو طرف مون بیابون هست و یه ماشین تقاضای کمک میکنه، میتونه راهزن باشه! که این روزها خیلی هم زیاد شدند…
خودمراقبتی اینجا برای همه یه نسخه است …باید زنگ بزنیم به امداد و یا ارگانهای مربوطه تا کمک برای اون فرد ارسال بشه نه اینکه خودمون بایستیم…این ایستادن ریسک بزرگی هست و حتی به قیمت جان و یا تجاوز میتونه تموم بشه…
۲) کمک های جنس دیگری هم وجود دارند که میتونه برای هر شخصی فرق کنه …
سبک زندگی و باورهای ما و ظرفیت درونی مون، خیلی روی این کمک ها موثره
کمک کردن به دیگران به صورت داوطلبانه (کمک هایی که اگر انجام ندیم، کار اشتباهی نکردیم)، همانطور که از اسمش پیداست، کاملا داوطلبانه است …یعنی من باید توان بدنی و روحی خودم را بسنجم …
وقتی که از سنجیدن خودمون صحبت میکنیم ، اسمش میشه :خودمراقبتی
مثلا:
مادرهمسرم قراره رب بپزه :
آیا من بدنم خسته است و بعدش از کار و زندگی می افتم و کشش بدنی ندارم؟
اگر کشش بدنی نداشتم که قضیه منتفی میشه ولی اگر داشتم، میرم سراغ گزینه “توان روحی”
اگر بعد از کمک کردن از من تشکر نکرد چی میشه؟
اگر به من یه شیشه رب هم نداد چی میشه؟
اگر به من یه شیشه داد، به جاری ام دو شیشه داد چی؟
اگر اینبار رفتم، دفعات بعدی دیگه انتظارش بالا رفت چی؟ میتونم بیخیال بشم و مدیریت کنم؟
این سوالات را شخصی از خودش می پرسه که هوش EQ اش رشد کرده باشه …
من وقتی نتایج منفی یه موضوع را بررسی کردم و جوابم این شد: من میرم که رب بپزیم …
این بررسی به من یه لباس میپوشونه …لباس “مراقبت”
یعنی اگر جلسه پختن رب، دارای عواقب ناخوشایند بود، سریعا از درونم این جواب میاد: مهشید تو با علم به همه این موضوعات رفتی …حالا بازم دفعه بعد میری؟ اون موقع جواب “بله” یا “خیر” من با یک تجربه به دست اومده و میتونم راحت تر نتیجه بگیرم که این روند را ادامه بدم یا نه …اگر با وجود تجربه منفی ادامه دادم، بازم هوش EQ ام در جریان کار هست و آسیبی به من نمیرسه و میتونم مدیریت کنم…
در مورد کمک پولی هم همین هست:
مثلا فرض کنین، بعد از اینکه پولی را به شخصی دادم متوجه میشم اون شخص سرم کلاه گذاشته و خودش را فقیر نشون داده تا پول مفت بگیره…
اگر شخص، عاقلانه به موضوع نکاه کنه، اولش به عواقب اون کار فکر میکنه …مثلا من میدونم که کمک در محیط مجازی ۱۰۰ درصد اشتباه هست و انجامش نمیدم…کمک به دوستم را هم زمانی انجام میدم که مطمئن باشم راست میگه و خودمم اون پول را نیاز نداشته باشم و به عواقب و نتایج منفی بعد از آن فکر کرده باشم …گاهی هم ما به آدمی کمک میکنیم بر پایه اعتماد…که اعتماد زمانی رخ میده که بارها اون فرد تست شده باشه …
حالا میریم سراغ کارهایی که داوطلبانه و خداپسندانه برای همکار و دوست و مردمی که نمیشناسیم انجام میدیم و ناامید میشیم…
مثل مشاوره دادن در مجازی و ناسپاسی فردی که مشاوره شده را در نظر بگیرین…
این مثال قسمت قبلی خودم بود که برام رخ داده بوده
اینجا میخوام در مورد “استاندارد” صحبت کنم
استاندارد و یا سبک زندگی من تاثیر مستقیم در این قضیه داره…
من به باورهایی رسیدم که اسمش را گذاشتم “رسالت مهشید در زندگی”
این کلمه از اعماق وجود من و باورهای من اومده بیرون …جایی از درونم که لوله کشی نمیشه به نتایج و یا عواقب اون کار …
جایی که میگه: تو نیکی میگن و در دجله انداز …
جایی که کاربر فریما تو قسمت قبل نوشته بود که جایی گیر افتادم و ماشینی من را رسوند به مقصد …
همون جایی کاربر ندا نوشته بود “برکت”
من از سال ۹۷ که شروع به نوشتن در سایت دیگری داشتم و از تجاربم گفتم و به خیلی ها هم راهنمایی تا جایی که بلد بودم دادم، زندگی ام عجیب شد …
اینکه کسی چیزی را بلد باشه یه مبحثه …اینکه زمان بذاری و بنویسی و به طرف، زمان خودت را تخصیص بدی چیز دیگری…وگرنه خیلی ها علم و تجربه دارند و من حتی سر سوزنی از علم اونها هم به حساب نمیام…
زندگی من وقتی میگم عجیب شد یعنی حس میکنم روی دستان خدا سوار شدم …جاهای زیادی خداوند را ملاقات کردم …مثل این هستش که خدا صدها جا به خاطر همون خوش نیتی، لباس مراقبت پوشونده بر من …
این اونقدر محسوس و اونقدر زیاد بود، که باعث شد سایت بزنم و بازم با شوق بنویسم …
اما:
قبل از اینکه هر کمکی به کسی داشته باشم، اولویت بندی میکنم…
مثلا یه شب داشتم جواب سوال یه کاربر مجازی که گرفتار بود را میدادم، همسرم گفت بریم پیاده روی…من لپتاپ را رها کردم و رفتم! این به معنای کم ارزش بودن پیام اون فرد نبود چون ذوق انجامش را داشتم …ولی اولویت من نبود…
اولویت من اول زندگی شخصی و خودم و بدنم و روحم هست و اگر وقت و انرژی ای بود برای دیگران…
خودمراقبتی یعنی اول مراقب خودم و زندگی ام باید باشم…
من اینطور با خودم به نتایج خوب رسیدم:
وبلاگ من و نوشتن، هم حال خودم را خوب میکنه و هم انشاله حال کسانی که مخاطبم هستند…پس منتی نیست.نمیتونم فردا به خودم بگم وای مهشید چقدر وقتت تلف شد! چون اینجا رسالت من بوده و من با رسالتم شاد هستم…
حتی فردی بوده که مراقبش بودم و نگران کنکور و حالش و… حقیقتا ۱۰۰ خودم را گذاشته بودم …در انتها هم قدردان نبود و دیدم جایی ناسزا هم گفته …من رسالتم و توانم همین بوده…اگر بازم نیاز به کمک از طرف من داشته باشه کمکش میکنم با حفظ اولویت های خودم…
دیدگاه ها (59)
منیرهمی گوید:
۱۵ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۰:۵۲مثل همیشه عالی مهشید جانم🥰🙏
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۲منیره جان ممنونم🧡🙏🥰
ندامی گوید:
۱۵ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۲:۵۲مهشید عزیزم ازین جهت گفتم قدردان بودن به زندگی برکت میاره چون وقتی تو خوبی در حق کسی انجام میدی و طرف ناسزا میگه،تورو از دست میده ولی کسی که سپاسگزار و قدردانت هست ادمای هوب رو تو زندگیش حفظ میکنه و
از برکات وجودشون مستفیض میشه،
منظورم این بود قدر ادمایی که در خقمون خوبی کردن بدونیم، خوبیشوت روجبران هم نکردیم گستاخی نکنیم
💚💚💚
اراممی گوید:
۱۶ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۰:۲۵افرین نکته خیلی خوبی بود ندا خانوم
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۲دقیقا درست میگین
زاویه دید قشنگی بود 👏👏👏🥰
نرگسمی گوید:
۱۵ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۳:۵۵سلام مهشید جان خوبی😘😍
چند وقتی بود نبودم البته خیلی ریز و سوسکی میومدم ولی گذاشته بودم مطالب جمع بشه یه دفعه بیام بخونمشون😍😍
ممنون که انقدر مهربونی مهشید جان ❤️💕😘
متاسفانه یا خوشبختانه نمیدونم من اگر خوبی در حق کسی کنم و جوابم رو بد بده نمیتونم دوباره بهش خوبی کنم
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۱سلام به روی ماه تون نرگس جان 🧡🙏
خدا را شکر مفید بوده🙏🙏🥰
فاطیمی گوید:
۱۶ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۰:۳۴چقدر خوبه که هستید من خیلی زیاد از صحبت های شما استفاده می کنمسعی می کنم مطلب از دل نوشته هاتون بیارم بیرون بفهمم شون امیدوارم همین جوری ادامه بدید تا بقیه هم یه روز شما رو پیدا کنن و این نوشته ها رو بخونن برای من که شفا زندگی بودید و تا آخر عمرم مدیونتم ندیده کلی دوست دارم 😍💋🫂
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۱فاطمه جان
خدا را شاکرم که مفید بوده
ایام به کامتان 🥰😘
فاطمهمی گوید:
۱۶ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۰:۳۸❤️
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۰🧡
رویامی گوید:
۱۶ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۴:۲۶چقددددرررر احساس کردم که دوست دارم😘🌹
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۰رویای عزیزم بوچ ماچ😘🥰🙏
Leilaمی گوید:
۱۶ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۶:۰۲عالی بود مهشید جان
استفاده کردم
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۴۰لیلاجان🥰🙏
مریممی گوید:
۱۶ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۸:۰۲واقعا عالی بود مهشید جان ، نمیدونم چرا با حرفات اشک ریختم چقدر درک قشنگی از معنای زندگی و خدا داری امیدوارم خدا همیشه مراقبت باشه
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۳۹مریم جان🙏🥰
دریامی گوید:
۱۷ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۰:۳۲کامل و بدون کم و کاست همه چیو شفاف روشن کردی قدردانیم ❤️🙏
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۳۹دریای عزیزم 🥰🙏
ایلدامی گوید:
۱۷ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۸:۱۰مهشید عزیزم من از وقتی باشما اشنا شدم خیلی تغییر کردم …
من خیلی چیز هارو مدیون شما هستم
شاید ندونید اما همیشه دعاگوی شما هستم که ازمن انسان مفید تر و شادتری ساختید 🌱💙
تنتون سلامت و دلتون شاد
مهشیدمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۳۸ایلدای عزیزم
سلام به روی ماه تون
از روی نوشتارتون وایب یه زن دلبر و دانشمند دیدم😍😍
الهی بهترین ها براتون رقم بخوره عزیزم
ممنون از پیام های قشنگ تون😘
کبوتربانومی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۷:۲۴یاد گرفتم تو این دوره زمونه خوبی به هیچکس نیومده و به مردم نباید خوبی کرد دختر گرانبها .
این نظر منه بقیه رو نمیدونم خواهشن کسی منو نخوره (چون الان یه مشت آدم ترول پیدا میشن که آدم خوارن و کارشون حمله کردن به آدما و خوردن اوناست)من فقط نظرمو گفتم همین.
پسرجوانمردمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۴:۵۸سلام عالی بود دختر گرانبها یا مهشید خانم ادامه بده. وایب خوبی میده وبلاگت😁 لطفا نظرم را تایید بفرمایید🌹
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۵۶سلام وقت بخیر
ممنونم از شما لطف دارید🌹
ممنون از همراهی تان🌹
پسر جوانمردمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۴:۵۸سلام به به کاربر دختر گرانبها ان شاءالله که حالت خوب باشه پسر جوانمردم کاربر قدیمی یادش بخیر خرداد سال ۹۹ که در یک تاپیکی بحث کردیم و شما فرداش یک تاپیک روانشناسی در مورد مردان سایت زدید😁
کبوتربانومی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۵۶سلام .دختر گرانبها .
من یکی از خواننده های خاموش وبلاگ تون بودم.
میخوام یه چیزی براتون بگم فقط میخوام خودتون ببینید .
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۰۵سلام به روی ماه تون
بفرمایید
کبوتربانومی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۹:۲۷یاد گرفتم تو این دوره زمونه خوبی به هیچکس نیومده و به مردم نباید خوبی کرد دختر گرانبها .
این نظر منه بقیه رو نمیدونم خواهشن کسی منو نخوره (چون الان یه مشت آدم ترول پیدا میشن که آدم خوارن و کارشون حمله کردن به آدما و خوردن اوناست)من فقط نظرمو گفتم همین.
ببخشید دختر گرانبها من میخوام یه چیزی رو به صورت خصوصی بهتون بگم و دوست ندارم تو کل سایت تون منتشر بشه و میخوام فقط شما ببینید و میخوام این موضوع رو فقط با شما درمیون بذارم .
مچکرم🙏🏻🥺.
هستیمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۲:۰۴سلام وقت بخیر من ۱۵ سالمه ویخ خواهر ۱۰ ساله دارم خیلی رو مخمه و اذیتم میکنه یه حرفی بهش میزنم با کنایه ویه جوری جواب میده که لج منو در بباره منم چون زود اعصبانی میشم و داد میزنم بابام فکر میکنه تقصیر کار منم مثلا امروز ابجیم داشت تو اتاق خواب بازی میکرد من رفتم تو اتاق تا درس بخونم برگشت با دادو بیداد مه برو بیرون میخوام تنهایی بازی کنم و تو بازی مو بهم میزنی منم گفتم معلوم نیست داری چیکار میکنی که نمیخوای من تو اتاق باشم ،بعدش رفتم بیرون یادم رفت کتابمو بیارم برگشت اتاق گرفت منو زد گفت چرا اون حرفو زدی من بازی بدی نمیکردم داشتم خاله بازی میکردم و باهم عوامون شد ،
من نمیدونم چیکار کنم باهاش
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۵۹سلام هستی جان
عزیزم سن ۱۰ سال، به اندازه شما آگاهی نداره و ممکن هست ندانسته اذیتت کنه …
من پیشنهاد میدم باهاش به صورت یه خواهر بزرگتر که دوستش داری برخورد کنی…میدونم دوستش داری منظورم این هست که این حس را بهش بدی که هواش را داری…وقتی بفهمه که شما طرفشی، خیلی مسائل ل میشه …فقط باید این دوستی شکل بگیره و حسن نیتت را بهش بفهمونی
پسر جوانمردمی گوید:
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۳:۲۴عجب پس روانشناس و خانم به ظاهر موفق سایت فقط یا نظرات خانمارو تایید میکنه یا اینکه نظر آقایونو تایید میکنه و نظر منو تایید نمیکنه اشکالی نداره!!! بیچاره اونایی که تو سایت یکی رو گنده میکنن(البته منم گنده میکردن که در امضام و تاپیکام نارضایتی رو اعلام میکردم همین الانم یک پست ازم پیدا کنی امضام هست) و فکر میکنن کسی که تو *** سایت دائم پلاسه آدم موفقیه و زندگی خوبی داره دیگه تعقل و تفکر ندارن بابا این اگه همسر و زندگی خوبی داشت دائم تو سایت نبود. خدا در قرآن همه رو دعوت به تعقل و تفکر کرده و گفته اکثریت انسان ها تعقل و تفکر ندارن و واقعا هم اینجوره در دنیای واقعی و فضای مجازی بخصوص *** سایت به عینه دیدم و می بینم. شب خوش خانم به ظاهر موفق سایت البته تو *** سایت نیستم که دوباره تاپیک روانشناسیتو ضدم بزنی حیف اون موقع به خاطر حاشیه نتونستم جواب اون تاپیکت رو بدم وگرنه نشون میدادم موفقیت به چی میگن
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۹:۳۳سلام
من دیشب به وبلاگم سر نزدم
اون کامنت ها که تایید شده از خانمها، دلیلش این هست که قبلا برام کامنت گذاشتن و آی پی هاشون و جیمیل ون و اسم شون به وبلاگم معرفی شده و جزو “تایید اتوماتیک”هست
افراد جدید، باید مجوز داده بشن …
مثل شما و کاربر کبوتربانو که جدید بودین…
در مورد آن کامنت که منجر به تاپیکم شد، من شما را یادم نیست…ولی یه توصیه دارم:
اگر روزی از حرفی ناراحت شدین، نذارید ۵ سال بعد جواب بدین و این ۵ سال مدام حملش کنین…
و کمی هم صبوری در زندگی، باعث آرامش و عدم قضاوت میشه
موفق باشین🌺
دریامی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۱:۳۶مهشید جان
زنانگی و لذت بردن از لحظه ها و رنگها جزو خود مراقبتیه
و من مدتیه یاد گرفتم و دارم تمرین میکنم .
این عکس هم چن شب پیش همبرگر خونگی درست کردم و جاتون سبز که خیلی خوشمزه و زیبا شد 😍
تقدیم به نگاه زیباتون
https://s6.uupload.ir/files/۲۰۲۵۰۲۰۲_۲۰۰۰۴۸_pjk0.jpg
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰:۵۵چه عکس قشنگ و وسوسه برانگیزی ❤️😍🌹💕.
دریامی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۸:۳۸ممنونم از نگاه قشنگت🥰
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۱:۰۴دریا جان
عکس عالی😍😍😍
ممنونم با من به اشترک گذاشتی
خیلی خوشم اومد و ایده جالبی بود برام
خیلی خوشحالم که با انرژی های درونی ات داری کیف میکنی…حس خوبی دادی😍
دریامی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۸:۳۸عزیزم …
من ازتو ممنونم که راه زندگیو نشون میدی
جاتون سبز 😘😘❤️❤️
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۴:۱۷ببخشید دختر گرانبها قضیه ای وجود داره که کامنت های منو جواب نمیدید؟شما با همه اینجوری هستید یا استثنا وجود داره؟
چون کامنتای من یا تایید نشده و توی سایت منتشر نشده یا اصلا پاسخ داده نشده😑😡.
دلیل خاصی داره این کارتون😐😑؟
اگه آی پی من با یکی از کاربرا شبیه هست ولی من اون کاربرستاره و دختر پرتقال و آفره دخت نیستم و یه نفر دیگه ام و فقط از آی پی ایشون استفاده می کنم و اسم واقعی ام یه چیز دیگه است و با اون آدم اصلا ربطی ندارم.
😐😑🥺😔🖤.
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۰۰جواب دادم هر کدوم رو
ساعت پاسخ من هم مشخصه که از صبح بوده
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۴:۲۴میشه ازتون یه درخواستی داشته باشم گرانبها جان🥺؟
آخرین کامنتم رو منتشر کنیدو فقط خودتون بخونید و بعد پاکش کنید .
چون دوست ندارم توی سایت تون بمونه 🥺.
مرسی🙏🏻❤️.
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۰۲من اصلا متوجه نمیشم چیکار باید بکنم؟
کامنت هاتون را جواب میدم میگین جواب ندادم …میگین تایید نکن نمیکنم …تایید کنم هم شاید دوست نداشته باشین …من همه را تایید کردم …گیج شدم!
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۴:۴۱من یه دختر ۱۶ساله ام و خیلی وقته که خواننده خاموش وبلاگ تون هستم و از اولین پست باهاشون همراه بودم.مطالب سایت تون رو خوندم و خیلی رشد کردم و قوی شدم وسفرقهرمانی زیادی رفتم ولی دنبال کشف انرژی هام نبودم و تمرکزم رو روی درس و کنکورم گذاشتم از شما و سایت خوبتون ممنونم .
من در پست قبل که خود مراقبتی قسمت دوم نام داشت یه کامنت جدید گذاشتم واز شما یه سوال پرسیدم که میدونم که به بحث اون پست ربطی نداره ولی ممنون میشم اگه به پست قبلی سربزنید و سوالم رو جواب بدید و منو راهنمایی کنید چون من به راهنمایی شما نیاز دارم.
مرسی بانو🙏🏻❤️💕.
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۰۳جواب دادم و لینک هم همون صبح ارسال کردم !
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۱مهشید خانم 🌸.
کامنتی که من توی پست قبل فرستادم رو بعداز ظهر امروز فرستادم .میشه برید توی پست قبل جوابش رو بدید چون من واقعا به راهنمایی تون احتیاج دارم .
مرسی🥺🙏🏻❤️.
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۱۴سلام دختر گرانبها من یه دختر دهه هشتادی هستم و یه سوال داشتم ازتون.من تاحالا سفر قهرمانی زیاد رفتم ولی نتونستم انرژی زنانه ام رو تشخیص بدم و امیدوارم که شما بتونید بهم کمک کنید🙂.
من دختر آروم و ملایم و مهربون و ملیحی هستم .چهره ی معمولی رو به زیبا دارم و تیپم ساده و دخترونه و خانومانه است و شبیه همه نیست تیپم .نه خیلی ساده است و نه خیلی عجیب و غریب وآرایشام ملایم و کم و دخترانه و ملیحه.تاحالا توی رابطه دوستی با پسرا نرفتم و تاحالا پسری ازم هیچ جور سوء استفاده نکرده .درباره مسائل مالی یه خورده خسیسم و به هیچ کس پول قرض نمیدم و با هیچ کس چه دختر و چه پسر دوست نمیشم و هرکسی رو لایق خودم نمیدونم .
عاشق رنگ های پاستلی مثل آبی آسمونی و صورتی ملایم و مشکی و بنفش و عاشق اشعار حافظ و مولانا و سهراب سپهری و نیما یوشیج و فریدون مشیری و شاملو هستم و بیشتر عاشق اشعار مولانا هستم .
از سگ و گربه خیلی میترسم و از آمپول و ارتفاع و زایمان وحشت دارم. مخصوصا از گربه خیلی میترسم .بچه خیلی دوست دارم و رابطه ام باهاشون خیلی خوبه و دختر بچه ها خیلی دوستم دارن و خانومای مسن هم خیلی دوستم دارن .ولی از زایمان میترسم چون میترسم موقع زایمان جونمو از دست بدم.
به عشق و عاشقی فکر نمیکنم و عاشق کار و درسم .توی آرایشام از رنگ نود و صورتی استفاده می کنم و موهام رو رنگ نمی کنم و چهره ام نچرال و دخترانه است و مثل بقیه دخترا عملی نیستم .
چهره ام یه کم معصوم و بیبی فیسه .درونگرام ولی اعتماد به نفسم خیلی خوبه .تودار و مغرورم .همه میگن یه شیرینی و ملاحت و ظرافت دخترانه خاصی دارم .
هرلباسی که می پوشم بهم میاد و سلیقه ام بد نیست و سلیقه ام خاص و هنری هست و مثل همه نیست و اینکه خانومها خیلی باهام خوب نیستن و باهام حال نمیکنن و منو آدم حساب نمیکنن و حس میکنم خانوما بهم حس نفرت و حسادت دارن و از پیشرفت من میترسن ولی آقایون خیلی دوستم دارن و خیلی بهم احترام میذارن و بهم پیشنهاد دوستی میدن ولی قبول نمی کنم ولی خواستگاری رسمی ام نمیان .
یه خورده عادت های خاص و تفکرات فمینیستی دارم و اینکه خیلی دختر از خودراضی و پزویی نیستم و غرورم از نوع مثبته و اینکه به کلیشه و خرافات اعتقاد ندارم و اینکه خیلی افسرده نمیشم و سعی می کنم دختر شاد و امیدواری باشم .
کار خونه مخصوصا نظافترو دوست ندارم و آشپزی بلد نیستم ولی غذای من درآوردی درست می کنم.
به نظر بقیه میاد سیاست نداشته باشم ولی سیاست زنانه رو سعی می کنم داشته باشم و دوست دارم با مردی ازدواج کنم که پولدار و قدرتمند و خوشتیپ و روشن فکر باشه و یه زندگی خوب برام بسازه و اینکه خیلی هنر دوست دارم و گهگاهی نقاشی می کشم و داستان مینویسم و دوست دارم در آینده بازیگر بشم و مشهور بشم .
مهشید جون ❤️ با توجه به این ویژگی ها من کدوم انرژی زنانه رو بیشتر دارم🥺 ؟
مرسی بانو🙏🏻❤️🌹.
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۳سلام به روی ماه تون
کبوتربانوی عزیز❤️
من سوال شما را خوندم
فردا شب ساعت ۲۰:۰۰ اینجا را چک کنین…اون تایم جوابش را میذارم
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۵چشم مهشید جان ❤️ من از شما خیلی ممنونم 🙏🏻❤️.
حتما همون ساعت چکش میکنم 🙂😘🥰.
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۶ممنونم ❤️❤️❤️❤️
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۳:۰۱راستی یه چیزی رو یادم رفت بگم .اصلا دختر مطیع و حرف گوش کن و تقلیدگری نیستم دوست دارم راه و استایل شخصی خودم رو داشته باشم و عاشق تیپ زدن و آرایشم و اینکه ذات آقایون رو بدون اینکه باهاشون دوست بشم خوب میشناسم و زود متوجه خواسته هاشون میشم و اینکه اصلا حس ششم ندارم و اینکه بر اساس حس و غریزه ام زندگی می کنم و از منطق و احساسم به اندازه استفاده میکنم و فکر میکنم اگه یه روز بازیگر بشم حس و غریزه ام جلوتر از تکنیکم باشه و از نظر حسی بازیگر بشم و اینکه درباره رابطه جنسی اینکه با اینکه از نظر جنسی سرد نیستم و فکر کنم گرمم ولی دوست ندارم باهرمرد و پسری رابطه داشته باشم و دوست ندارم کسی از احساساتم سوء استفاده کنه و همه بهم میگن ساده ام ولی من خیلی ساده لوحی ندارم .
با توجه به تمام ویژگی هایی که خودم گفتم من کدوم انرژی رو بیشتر دارم مهشید جون 😍🥺؟
خودم بین ساده دل و دانشمند و دلبر موندم .حس می کنم ترکیبی باشم ولی حس نمی کنم خیلی ساده دل باشم یا ساده دلیم کمه.
مرسی🙏🏻❤️.
کبوتربانومی گوید:
۲۰ بهمن ۱۴۰۳ در ۰۱:۰۰وای راستی مهشید جون 😍 اینا هم یادم رفت بگما🥺.
کلا نچرال و زیبا ولی تا حدودی چهره ام معصوم و کودکانه به نظر میرسه ولی ضعیف و بی اعتماد به نفس نیستم و سعی کردم قوی و خودساخته باشم و تا حالا سوء استفاده و تج*اوز جنسی و رابطه سمی نداشتم و فعلا با چهره و اندامم کنار اومدم ولی اگه پیرشدم شاید عمل زیبایی بکنم و این که عاشق لاک پشت و آهو هستم و بچه فقط نی نی دوست دارم و اینکه از خونه داری متنفرم و اصلا سردر نمیارم و اینکه عادت غذایی ام و همه چی ام خاصه و خیلی ناز و عشوه خرکی و شتری نمیام ولی پسرا جذبم میشن و اینکه خودم تمایلی برای دوستی با پسرا ندارم و بیشتر مثل برادر و همکار میبینم شون و اینکه با همه دخترایی که اطرافم دیدم فرق دارم و شبیه شون نیستم .
در عین سادگی خاصم .
مهربونم ولی خیلی حس مادرانه شدید ندارم و آرام و متعادل و سازگارم و سعی می کنم به کسی کار نداشته باشم و سرم توی کار خودم باشه و همه رو دوست داشته باشم و با کسی مشکل نداشته باشم و کلا دختر آرومی هستم که سرش تو لاک خودشه و حاشیه و جنجال رو دوست نداره واصلا اهل پز دادن و شوآف نیستم و شخصیت خاکی و بی شیله و پیله ای دارم .
به فوتبال و مسائل سیاسی علاقه ندارم و اصلا اخبار نگاه نمی کنم و فوتبال فقط بازی های مهم مثل بازی تیم ملی رو میبینم و طرفدار دو آتیشه هیچ تیمی نیستم .
روی شخصیت های واقعی و خیالی کراش زیاد میزنم ولی کشش جنسی زیادی ندارم.
توی بچگی خیلی دخترانه بودم و اینکه یا تنها بازی میکردم یا همبازی دخترداشتم و با پسرا بازی نمیکردم توی بچگیم شاهزاده بازی و خبرنگار بازی میکردم واینکه عاشق لباس عروس و لباس های پف پفی و پرنسسی و لباس هایی شبیه لباس های خرم سلطان بودم و عروسک باربی زیاد داشتم و بیشتر لباس ها و وسایلم صورتی ملایم و آبی آسمونی و قرمز بودند و هنوزم که هنوزه وسایل بچگیم رو نگه داشتم و کلا از بچگی تا الان روی وسایلی که برام مهم هستن و باهاشون خاطره دارم حساسم و ازشون خوب مراقبت میکنم.روحیه لطیف و هنری و حساس و دخترونه دارم و طبعم لطیف و دخترانه و زنانه است .
کار بیرون دوست ندارم مگه اینکه ساعت کاریش کم باشه چون من هروقت بیشتر از ۶یا۷ستعت بیرون میمونم انرژی کم میشه و کلا به یه غار تنهایی و خلوت نیاز دارم تا تجدید انرژی کنم وعاشق خلوت کردن با خودم و نوشتن خاطراتمم و خاطراتم رو مینویسم و ثبت می کنم.عاشق نجوم و آسمان شب و کویر و دریا و ماوراء طبیعه ومتافیزیکم ولی به فال و طالع بینی و خرافه اعتقاد ندارم و از رمان عاشقانه زیادخوشم نمیاد.
آدم به شدت مذهبی نیستم ولی تا حدودی میشه گفت معنوی هستم به یه سری چیزا مثل عدالت خدا و بهشت و جهنم و انجام اعمال و واجبات اعتقاد دارم و گهگاهی با عود و شمع و آهنگ لایت مدیتشن می کنم و عبادت و خواندن قرآن هم برام مثل مدیتشنه و آرومم میکنه.
کلا عبادت و خواندن قرآن و آرایش کردن خیلی آرومم میکنه و حالم رو خوب میکنه و بهم آرامش میده 🙂🌸💕.
عاشق گل نرگسم و از گل رز متنفرم .
تا الانم نتونستم استعدادم رو پیدا کنم و یه خورده سردرگمم.
خودمم رو چندتا انرژی شک دارم ولی نمیدونم ضمیر ناخودآگاهم از کدومش پیروی میکنه🥺.
ببخشید مهشید جون ❤️ با توجه به این چندتا کامنت تجزیه و تحلیل کنید انرژی درونی منو🥺 .
مرسی مهشید جون ❤️🙏🏻🌸.
مهشیدمی گوید:
۲۰ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۰:۰۲سلام من یک ویس تقدیم میکنم
https://www.dgbaha.com/wp-content/uploads/2025/02/کبوتردل.mp3
کبوتربانومی گوید:
۲۰ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۰:۳۳ممنونم از شما بانو جان و تمام حرفاتون درباره من درست بود 😍❤️🙏🏻.
بله خودم هم بین دلبر( آفرودیت)و ساده دل(پرسفون )مونده بودم و حس می کنم کدبانو رو اصلا نداشته باشم چون من خیلی اهل خونه داری نیستم و همش درحال بدو بدو و جاه طلبی هستم و وقتی واسه ی خونه داری نمیمونه.
قبلاً از دروبری هام خیلی بی اعتمادی دیدم و دلم نمیخواد بگم چون آدم های بدذات و بدقولی هستن من خوشم نمیاد بهشون اعتماد کنم وپول قرض بدم و باهاشون مثل خودشون رفتار می کنم و دلیل پول قرض ندادنم همینه .
بله حرف دیگران مهم نیست و فکر می کنم به خاطر ظاهر و قیافه ام که ساده میگردم و خیلی آرایش غلیظ نمی کنم و عمل نکردم و به قول خودشون دروداف نیستم شاید بدقضاوت میکنن و من رو ساده و احمق میبینند که اصلا برام مهم نیست.
بله منم چون سنم کمه و اجازه خیلی کارها مثل آرایش غلیظ و عمل زیبایی ندارم شاید دست به چنین کاری نزدم ولی به روتین پوستی و تغذیه ام خیلی اهمیت میدم و شاید توی ۳۰یا ۴۰سالگی موقعی که احساس پیری کردم دست به جراحی زیبایی زدم .
بله درباره ازدواج و بحث فوبیای زایمان باهاتون موافقم و به نظر خودمم هنوز زوده و یه روزی خودش به نظرم موقعیتش پیش میاد و بیشتر دوست دارم روی درسم تمرکز کنم اونم در این برهه زندگیم.
از شمابابت راهنمایی خوبتون خیلی ممنون و سپاسگزارم 🙏🏻😍😘🥰 و خیلی بهم کمک کردید و با راهنمایی شما بهتر خودم رو شناختم و بهتر میتونم روی زمینه ای که توش استعداد دارم تمرکز کنم😍☺️🙂❤️🌹🌸.
کبوتربانومی گوید:
۲۰ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۰:۴۷بله مهشید بانو ☺️💕.
منم با شما موافقم به نظر خودمم دلبربودنم بیشتره تا ساده بودنم و خودمم حس میکنم کدبانو و ساده دل ندارم چون خیلی اهل جاه طلبی و بدو بدو هم هیچوقت نتونستم شبیه زن ساده دل و کدبانو باشم و یه گوشه آروم بشینم.
من فقط از نظر تیپ و قیافه ساده ام و ساده میگردم یعنی مثل بقیه آرایش غلیظ نمی کنم وعمل نکردم ودرداف نیستم به قول اونا ولی رفتارو اخلاقم ساده نیست و اتفاقا دختر باهوشیم .منم در این باره باشما هم نظرم و نظر دیگران برام مهم نیست وساده لوحی نداشتم اصلا که کلا بخوام براتون بگم مهشید جون☺️💕.
از شما خیلی ممنونم و خیلی بهم لطف کردید😍😘🥰.
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۱۷والا زیر کامنت من پیامی نیومده مهشید جون 😐😑.
زیر کامنت بقیه جواب هست ولی زیر کامنت های من هیچی نیست😐😐😐.
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۱من الان چک کردم دقیقا زیرش هست😑
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۳این کامنت چرا توی این پست اومده؟
من که یه جای دیگه فرستاده بودم😐😑.
توی این سایت چه خبره مهشید جون ❤️ من پاک گیج شدم .
مهشیدمی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۶من بازم چک کردم
باور کنین زیر همین پست بود
به هر صورت من فردا ساعت ۲۰:۰۰ جوابش را تقدیم میکنم
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۱۶:۱۱خواهش می کنم بانو 🙏🏻❤️ .
فکر می کنم به دلیل زیاد بودن حجم پیام ها ،اون پیام گم شده یا اشتباهی زیرنظر یه کاربر دیگه رفته باشه.
مهم نیست بانو جان 🙏🏻😍 شما ساعت ۲۰فردا به من جواب بدید🙂❤️.
کبوتربانومی گوید:
۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در ۲۳:۰۸مهشید خانم 🌸
من میتونم یه سوال دیگه هم از شما بپرسم🥺؟
من چون به بازیگری علاقه مندم بازی و فیلم های بعضی از بازیگرها و بلاگر هم میبینم و به رفتارشون دقت می کنم .
صدف بیوتی بلاگر آرایشی و فاطمه تیموری معروف به خود فاطی که یه بلاگر طنز اصفهانی هست و خدابیامرز عسل بدیعی و پردیس پور عابدینی و نیوشا ضیغمی انرژی زنانه شون چیه؟
چون من خیلی دوست شون دارم و چندتا کار ازشون دیدم .
نیوشا رو حس می کنم زن دلبر باشه از نقش های همچین وایبی میگیرم ولی بقیه شونو نمیدونم 🥺.
مرسی بانو🙏🏻❤️.