
عزیزی برای من نوشته بود:
متاسفانه سطح کامیونیتی های زنونه ایرانی همیشه تو این لول باقی می مونه. چرا هیچ وقت بلد نیستیم بی حاشیه باشیم و لول و پرنسیپ خودمونو حفظ کنیم.
این حرفشون مقدمه ای شد تا مطلب جدیدم را شروع کنم.
میخوام به ورژن یک زن قوی و کاریزماتیک و جذاب و پر از آرامش برسیم با هم….
نمیدونم در بین مردان چطور هست؟
برخی از آقایون هم دیدم مثلا زیر پست های اینستاگرام، غیر از مسائل سطح پایین، چیزی برای گفتن ندارند …در بین مردان هم احتمالا همین هست به صورت دیگری…
ولی هدف از این پست مقایسه و برتری اونها و ما نیست …هدفم پرداختن به خودمون (ما زنان) هستش…
خیلی چیزها ما را از رشد و آرامش باز میداره …مثل موندن در همین سطحی که این کاربر اشاره کرد ….
یه مثال بزنم:
در شرکت ما، سرپرست یکی از واحدها یه خانمی هست که کم کم ترفیع گرفت …ترفیع گرفتن در شرکت ما به صورتی نیست که بخوای از چهره ات یا صدات یا لوندی هات استفاده کنی…
باید مهارت و تخصص داشته باشی….
این خانم چند نکته مثبت داره وعلیرغم تمامی بی انصافی ها و حواشی ای که براش در این چند سال ساخته شده ولی در همان مکان ایستاده…
این خصوصیاتش هست:
۱) وقتی کسی حرفی براش میبره، میگه حرف برام نیارید…اگر کسی پشت من حرف زد، لابد اون لحظه عصبانی بوده و چیزی گفته و بعد پشیمون شده …پس همون جا چالش کنین…
۲) مدیر شرکت مون از اون مدیرانی هست که الان میگه این کار را بکنین و دو دقیقه بعد نتیجه اش را میخواد:)
(دلش کوچیکه)…میدونین که سخت میشه کار با چنین مدیری…
این خانم یک چَشم میگه و با آرامش شروع میکنه نوشتن و یا تحلیل و حل کردن و اصلا هول نمیشه …اعتراض هم از سمت مدیر بیاد، تکیه کلامش اینه:
آقا چشم داریم کار را می بریم جلو…فقط زمان نیاز داریم.
۳) پوشش خوبی داره…منظورم حجاب و بی حجابی نیست…آراسته است…همیشه پوشش مناسب شرکتی داره…تمیز و بوی ملایم خوب …
چهره خوبی داره ولی اجازه اینکه آقایون سرکار بهش نزدیک بشن نمیده…خیلی قاطع صحبت میکنه…
در تجمع هایی که مثلا پشت مادرشوهر بگه و یا در مورد همسرش بگه یا در مورد خانواده دیگران بخواد درد و دل بشنوه، شرکت نمیکنه…
تو محیط کار این چند سال فقط شغل همسرش را میدونم و فهمیدم پسرش داره مهاجرت میکنه همین!
۴) حب و بغض نداره…خیلی شده که زیر مجموعه اش باهاش جنگیدن…سعی کردند وجهه اش را خراب کنند…ولی در برابر همون آدمی که اذیتش کرده هم عادل هست و سعی میکنه حقوقش را در نظر بگیره …
۵) صاحب نظر هست ولی هیچ وقت نمیره سریع یه نفر را برکنار کنه و یا کسی را اخراج کنه…صبوره و براش منافع و حقوق افراد اهمیت داره.
۶) اینکه شما مدیر یه بخش باشی و مردانی زیر دستت کار کنند که ازت حرف شنوی داشته باشند و دعواشون هم به موقع بکنی تذکر هم بدی به موقع، زن قوی و البته منطقی و با مهارتی میخواد…
من به عنوان یک زن، این خانم را ستایش میکنم…کنارشم …ازش حمایت میکنم…
من هم مدیر یه واحدم و قرار نیست تنها مدیر خانم مجموعه باشم! قرار نیست حسودی کنم …همونطور که ایشون حسودی نمیکنه…ما به هم کمک میدیم…
در سطح پایین، زنان به هم انگ میزنن …موفقیت زن دیگر را میذارند به حساب اینکه: لابد کاری کرده …لابد چشم و ابرو اومده …لابد لوند بوده…
در سطح قدرت و رشد، مهارت افراد دیده میشه فارغ از جنسیت …
حالا شما فرض کنین:
یه نفر بیاد تو شرکت ما که برای این خانم حرف در بیاره…
اول اینکه کسی باور نمیکنه .مگر همون اهل حاشیه ها که در سطوح پایین شرکت موندن…
چی میشه؟ خودش را خراب میکنه!
ما زنان زیادی داریم که اینگونه چاه میکنند ولی در انتها خودشون داخلشن…
با این مقدمه میخوام برم به سمت مبحث زن موفق و جذاب و کاریزماتیک…
مثال من مثال یه زن شاغل بود…میخواستم بگم که در همین محیط کار، زنان شاغل زیادی هستند که در سطوح پایین می مونن و رشدی نمی کنند …
در بین زنان خانه دار هم داریم فرقی نداره …من چون نمونه اش را در محیط کار داشتم مثال زدم…
یه کتاب خوب دیگه هم که این اواخر خوندم به شما معرفی کنم و پیشنهاد میدم تهیه کنین
ایده ها و تمرین های خوبی داره
دیدگاه ها (32)
بهارمی گوید:
۲ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۱:۱۲سلام وقتت بخیر مهشید جانم.
دقیقا همینه در همه محیط ها هست این موضوع .
مثلا الان منی که توخوابگاه دانشجویی هستم این مورد زیاد هست بینمون
که فلانی رل زد فلانی پاچه خواری استادو کرد و…
خیلی ممنون ک ب این بحث پرداختین
چون هر لحظه ممکنه تودامش بیفتیم.
رویامی گوید:
۲ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۲:۳۲من قبلا این مدل صحبت ها تا حدودی برام جذاب بود ولی الان نمیگم کامل ولی تا حد زیادی جذابیت حرف های پشت دیگران برام از بین رفته🥰پس متوجه شدم من رشد کردم😍😍ممنونم بانو🤩
کبوتربانومی گوید:
۲ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۳:۲۱سلام مهشید جون ❤️.
منم هیچوقت مدل کامیونکیتی زن های ایرانی نبودم یعنی منم یه خانم بالغ و کاریزماتیکم؟
مهشید جان ❤️ درباره سوالی که تو پست نی نی سایت پرسیدم و گفتید جوابش طولانی هست و به صورت ویس جواب میدید تو این پست جواب میدید یا پست بعدی؟
و چه تاریخ و ساعتی وبلاگ تون رو چک کنم برای دیدن جواب ویس؟
مرسی ☺️🩷.
کبوتربانومی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۵:۲۰مهشید جان❤️.
من هیچکس خیلی از من خوشش نمیاد با هرکسی هم که دوست شدم باز منو آدم حساب نکرد و دوست خودش ندونست که منم ولشون کردم والان با کسی دوست نیستم .
کلا حس میکنم شخصیت جذاب و کاریزماتیکی ندارم .چون کسی جذبم نمیشه و رفتار بقیه باهام خوب نیست و کلا دختر آروم و توداری ام🥺😭.حس می کنم زن دلبر نیستم و به زن دلبر نمیخورم چون زن های دلبر خیلی خانم های جذاب و لوند و کاریزماتیک و خوشرویی هستن و همه رو به خودشون جذب میکنن ولی من فقط آقایون ازم تعریف میکنن همین 🥺😭.کلا شکل زنای ایرانی نیستم و غیبت و قضاوت و از این کارا نمیکنم.از خیلی از عادت های مردم بدم میاد که درست نیست و من چون آدمی هستم که برای همه چیزم حساب و کتاب دارم و یه سری ازاین عادت های بد و فرهنگ های نادرست با حساب و کتاب و برنامه ریزی های ذهنی ام جور درنمیآید و شبیه همه نیستم و به خاطر همین که شبیه بقیه نیستم مورد توهین و تمسخرشون قرار میگیرم.
کبوتربانومی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۰:۴۰راستی مهشید جان ❤️ من یه چیزی یادم رفت بگم.
انگار کلا شخصیت محبوب و همه پسندی ندارم و کسی دوست نداره با من کنار بیادو باهام صمیمی نمیشن و دوستم ندارن یا حس می کنم دوست داشتنشون مصنوعی هست(تاحالا عشق و دوست داشتن واقعی رو ندیدم و تجربه نکردم و بهش اعتقادی ندارم).خودم سعی می کنم با کسی نه خوب باشم نه بد .کلا احساساتم خنثی و پوکره .خیلی کسی باهام حال نمیکنه مخصوصا چه زن گنده شوهر دار باشه،چه دختر هم سن و سال خودم و بی مورد و بی خطا حرف و حدیث پشتم زیاده .
من یه عادتی دارم اینه که کلا همه چیز زود دلم رو میزنه مخصوصا آدما و وسایل و خلاصه که همه چیز.نمیدونم چرا و دست خودمم نیست.کلا مصداق این جمله که میگه از دل برود هر آنکه از دیده رود.کلا آدما زود ازچشام میفتن و زود اعتبارشون رو از دست میدن.کلا آدمی هم نیستم که خیلی از بقیه تعریف کنم از بقیه اصلا تعریف نمی کنم چون کسی رو بهت از خودم نمیدونم مگه اینکه واقعن خیلی خوب باشه 😎🤭.
میگم یه عادتهای خاصی دارم ولی معمولا کسی باورش نمیشه.
کبوتربانومی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۲:۴۵ببخشید گرانبها جان 🥺❤️.
شما هنوزم عقیده دارید انرژی زنانه من زن دلبره؟
من با این مشکلاتی که دارم فکر نمی کنم زن دلبر باشم😐.
شما مطمئنید تشخیص تون درسته و من زن دلبرم؟
مرسی گرانبها جان ❤️🙏🏻.
دریامی گوید:
۲ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۳:۵۸مثالهات خیلی شفاف و قابل درک بود
ممنونم که کتاب پیشنهاد دادی
مهشید جان من تو کلاسمون از همه بزرگترم ، من ۲۶ سالمه
اکثرا تو گروهبندی ها تنها میمونم . چون
خودمم شخصیتم طوریه دوس ندارم صمیمی بشم ، تقریبا هم فرکانس نیستیم خودمم درونگرام . ولی بعضی وقتها ناراحت و اذیت میشم که تو گروهبندی ها تنها میمونم 🥲
منیرهمی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۰:۲۴خیلی عالی بود مهشیدجان…ممنون میشم در مورد رفتار در خانواده هم ب امون بنویسی🙏😘❤️
اراممی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۱:۴۷سلام مهشید جان ممنون از تاپیکهای خوبتون
من هم همینم اما اصلا کاریزماتیک نیستم نمیدونم شاید چون خیلی بی زبون وارومم
من تو محیط کارم اصلا وارد حرفای خاله زنکی نمیشم سرم به کارخودمه اصلا به کار اینو اون توجه نمیکنم که بعدا درموردشون حرف بزنم اصلا صمیمی هم نمیشم درمورد هیچی خونوادمم نمیگم چ برسه که صمیمی بشم کارمم سعی میکنم منظمو دقیق انجام بدم اطلاعات کلی وعلمی هم درسطح خوب روبه عالی دارم اما اما اصلا کاریزماتیک نیستم چون زبون ندارم اروم کارمو انجام میدمو میرم. بنظرتون کجای کارم اشتباس
فریمامی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۲:۳۲سلام مهشید جان خداقوت
این مبحث و من خیلی دوست دارم اتفاقا جدیدا خیلی احساس نیاز میکردم به مطالبی از زنان قوی ! چقدر خوب شد 😊
امیدوارم زنان چه تو اجتماع چه سرکار قوی باشن
من فک میکنم شما خودتم نمونه و الگوی زن قوی هستی مهشید
امروز قبله اینکه بیام اینجا و این مطلب و بخونم داشتم بهت فکر میکردم ، میگفتم چی میشد همه مثله مهشید قوی میشدن از مشکلاتشون ادم قوی بار می اومدن نه ضعیف ، میدونی ادمای قوی انگار یه باری از روی دوش بقیه بر میدارن و برعکس ، من خواهری دارم که فعلا خیلی از لحاظ روحی به خاطر اسیب های بچگی ضعیف شده و نگرانشیم امروز میگفتم کاش اونم مثله مهشید یه ادم قوی پیشد که همش نگرانش نباشیم ، البته شاید ربطی نداشت اما درد دل بود 😔
به امید روزی که همه خانوما توهمه جای جهان قوی بار بیان و قوی بشن
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۴۵فریما جان سلام به روی ماه تون
ممنونم عزیزم ❤️
انشاله جامعه زنان هر روز، رو به رشد باشن❤️.
هدیهمی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۱:۳۲سلام مهشید جان
از سال ۹۷ خواننده مطالبتم
خیلی خوب شدم ولی دلم میخواد وقتی یکی اذیتم میکنه با زبونش جوابشو ندم
مثلا چند روز پیش دیدم یکی بهتون حرف بدی زد و تو اون تاپیکم بودین ولی جوابی ندادین
میدونم بی اهمیت بود حرفش برای شما
ولی چطور بی اهمیت میشه؟
رازش چیه؟
من از هر حرفی به هم میریزم
زود جواب میدم یا گریم میگیره
نگاه میکنم میبینم اونایی که حق باهاشون هست آروم ترن
مثلا نمیدونم اون کاربره چی میگفت در جریان مشکلش با شما نبودم ولی وایب رفتار شما این بود که بر حق هستی
سر کار هم خیلی دیدم هر کی تو بحث ها ساکت و ریلکس برخورد میکنه برنده است
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۳۷هدیه جان سلام به روی ماه تون
تازگی ها اینقدر فرصت را کم میدونم در زندگی، که دیگه جوابی هم نمیدم…
منم قبلا به آدم ها توضیح میدادم یا میخواستم نظرشون را عوض کنم …ولی متوجه میشم برخی نمیخوان مذاکره کنند یا نظرشون را عوض کنی…میخوان یه چیزی بندازن و ناراحتت کنن و برن..خب چرا بهش بهایی بدیم…مهم این هست که در زندگی مون کجا ایستادیم
خانوم مهندسمی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۲:۰۵سلام مهشیدجان
موضوع خیلی خوبیه
من تقریبا بیشتر نکات درباره کاریزماتیک بودن رو می دونم اما همیشه نمی تونم رعایت شون کنم و گاهی از دستم در میره
اگر ممکنه درباره راه هایی که بتونیم این سبک رفتار رو تو خودمون نهادینه کنیم هم صحبت کنید
ممنون که وقت و انرژی تون رو با ما به اشتراک می گذارید
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۲۱خانم مهندس عزیز سلام به روی ماه تون
چشم چیزایی که به خودم کمک کرده را تقدیم میکنم
خانوم مهندسمی گوید:
۷ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۰:۰۳ممنونم🙏
بهارهمی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۲:۴۰مهشید خانوم من دارم داستان ازدواج تون رو تو اینستاگرام میخونم
اینجا هم گذاشتین؟ ادامه شو میخوام.ادامه شو چه شبی میذارید؟
این داستان زندگی خودتونه؟چقدر قشنگ بود تا اینجا
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۱۹بهاره جان من دوشنبه و پنجشنبه ها مطلب میذارم
اینجا هم تو صفحه اول با تیتر ازدواج دارم شون…کپی میکنم تو اینستاگرام
فاطمهمی گوید:
۳ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۳:۲۰سپاس🙏
من مثالهاتنو با توصیف وسیژگی های آدمها خیلی دوست دارم
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۱۸فاطمه جان ❤️
خانوم مهندسمی گوید:
۴ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۰:۵۱منم با دیدگاه فاطمه خانم درباره مثال ها و توصیف هاتون موافقم
چون باعث درک بهتر مطلب میشن و اتفاق ها و رفتارهایی هستن که هممون هر روز تو محیط اطرافمون می بینیم برای همین ارتباط گرفتن باهاشون راحته
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۱۷خانم مهندس جان
❤️
سپیدهمی گوید:
۴ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۲:۰۸گرانبها جان سلام
در مورد مثال ها که دوستان هم بهش توجه داشتند منم میخواستم بگم که واقعا مثال برای فهم موضوع عالیه
ممنونم از زحمات تون
💞
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۱۷سلام به روی ماه تون
❤️
رویا شهمی گوید:
۴ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۵:۱۵سلام مهشید جان
این موضوع را خیلی دوست دارم
مثال خیلی خوبی زدین👏😘
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۱۶سلام به روی ماه تون❤️
کبوتربانومی گوید:
۴ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۶:۴۶گرانبها جان 😍❤️.
راسته که اگه یه خانم پرسفون آگاه و ملکه باشه میتونه با آفرودیت برابر بشه یا حتی از آفرودیتم بهتر بشه؟
لحظه ها را با تو بودن...می گوید:
۴ اسفند ۱۴۰۳ در ۲۳:۱۴مهشید خصوصی *** سایت را چک میکنین؟
خیلی واجبه
دارم داغون میشم
مهشیدمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۳:۱۶سلام عزیزم
من در سایت فعال نیستم دیگه …تاپیک هامم پاک کردم…اگر موردی هست اینجا بفرمایید من منتشر نمیکنم و جوابش را تقدیم میکنم
علیمردانیمی گوید:
۵ اسفند ۱۴۰۳ در ۱۶:۱۵پست مادر را بستین مهشید جان
نمیشه کامنت گذاشت
خوشحالم مادر تون در سلامت هستند .
خدا قوت بهتون
زهرا بانومی گوید:
۶ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۱:۳۱سلام. تاپیکهاتون در *** سایت چی شد؟ جنگ بیهوده کجا رفت؟
اوپرا هم تاپیکهاش حذف شده
Zahraمی گوید:
۶ اسفند ۱۴۰۳ در ۰۳:۳۳مهشید من شدیدا دلم در برابر مرد ها مخصوصا کوچیکه
تا ازم ایراد بنی اسرائیلی بگیرن جرشون میدم
اصن دست خودم نیست تو یه خانواده سنتی بودم و همیشه با اینکه پدرم رو دوست داشتم اما شدیدا باهاش دعوا داشتم الان هم یک ساله کامل باهاش در ارتباط نیستم و قهریم عملا
نمیدونم این سایه است . فمنیست بودنه یا چی … حتی مشاوره هم نتیجه ای بهم نداد